تبليغاتX
 جنبش بزرگ وبلاگی موج سبز سوم اعتراض به جنایات احمدی نژاد و حامیانش و حمايت از مهندس موسوی تیرماه 1388  جنبش بزرگ وبلاگی موج سبز سوم اعتراض به جنایات احمدی نژاد و حامیانش و حمايت از مهندس موسوی تیرماه 1388 از میان کاغذ پاره ها

از میان کاغذ پاره ها

نگاهی نو به تحولات سیاسی_اجتماعی ایران

فائزه هاشمي علت حضور خود در دانشگاه آزاد علوم و تحقيقات را تشريح كرد.

به گزارش ايلنا،فائزه هاشمي در بيانيه‌اي تاكيد كرد:پيرو انتشار خبر كذب دستگيري فائزه هاشمي در 16 آذر بدين وسيله به اطلاع مي‌رساند كه اينجانب دانشجوي دكتراي واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد بوده و در روز دوشنبه 16 آذر براي خروج از دانشگاه به حياط دانشگاه آمدم، دانشجويان اجتماع داشتند و مرا مورد استقبال قرار دادند و از حضورم تشكر كردند. حراست دانشگاه جهت جلوگيري از تهيج دانشجويان از اينجانب خواهش كرد كه تا پايان برنامه در واحد مديريت دانشگاه باقي بمانم، لذا هيچگونه بازداشتي در كار نبوده و اين خبر كاملا تكذيب مي‌گردد.

در ادامه بيانيه با انتقاد از نحوه عملكرد برخي رسانه‌ها تصريح شد:متاسفانه برخي رسانه‌ها همچنان با استفاده از دروغ و تهمت در مسير هدف نادرست و ناپاك خود در مقابله با جريان غالب حركت كرده و از انجام هيچ كار غيرانساني و غيراخلاقي و مغاير با اصول اسلامي دريغ ندارند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/09/18ساعت 17:57  توسط بهمن  | 

روزنامه اعتماد نوشت:

شنيديم «زهرا رهنورد» استاد دانشکده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران با گاز فلفل مورد حمله قرار گرفت. کلمه نوشت؛ وي صبح دوشنبه در دانشگاه تهران مورد سوءقصد چند زن قرار گرفت. به گفته يکي از شاهدان عيني اين ماجرا وقتي رهنورد از اين زنان پرسيد چرا مرا تعقيب مي کنيد آنها مدعي شدند براي محافظت از رهنورد آمده اند. به گفته اين شاهد عيني سردسته اين زنان به زور وارد ساختمان مرکزي دانشکده هنرهاي زيبا شد که نهايتاً با دخالت حراست دانشگاه زهرا رهنورد توانست از آن محوطه دانشگاه خارج شود. در ميانه خيابان وصال در حالي که او سوار ماشين حراست دانشگاه بود گاز فلفل را از فاصله 20 تا 25 سانتي به صورت او پاشيدند که منجر به تنگي نفس و نابينايي موقتش شد. در آن لحظه اهالي و مغازه دارهاي اطراف هرکدام به نحوي نسبت به نجات او اقدام کردند. بر اساس گزارش هاي رسيده حراست دانشگاه تهران سعي کردند رهنورد را با حال بسيار بد از محل خارج کنند. طبق اخبار رسيده وضعيت ريوي و بينايي رهنورد به دليل اينکه گاز فلفل از فاصله بسيار نزديک به صورت او پاشيده شد بد گزارش شده است. همچنين ديروز نيز يک گروه 12 الي 13 نفره از زنان با حضور در دانشکده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران قصد حمله به رهنورد را داشتند که با اقدام به موقع حراست دانشگاه موفق نشدند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/09/18ساعت 17:54  توسط بهمن  | 

در پی دستگیری مجید توکلی در روز 16 آذر، موج حمایت از این دانشجوی شجاع وبلاگ ها و سایت های دانشجویی را فرا گرفته است. به گزارش خبرنگار موج سبز آزادی، مجید توکلی در سخنان شجاعانه ای در جمع دانشجویان در 16 آذر مستقیما آیت الله خامنه ای را مخاطب قرار داده و گفته بود :"امروز اینجاییم تا اعتراض مان را بر سر همه مستبدان و مستکبران جامعه و در راس آن ها آقای خامنه ای فریاد بزنیم.". این سخنان که با استقبال دانشجویان مواجه شده بود، توسط کودتاچیان تحمل نشد و به فاصله کوتاهی پس از آن نیروهای لباس شخصی وی را دستگیر و به مکان نامعلومی انتقال دادند. این در حالی است که پیش از این آیت الله خامنه ای در دیدار با دانشجویان نخبه در برابر سخنان دانشجویی که به "عدم امکان انتقاد از رهبری" معترض بود گفته بود که انتقاد از وی در جامعه آزاد است و در حال حاضر بسیاری انتقادات از وی آزادانه مطرح می شود. 

امروز نیز خبرگزاری های حامی کودتا، ایرنا و فارس در حرکتی غیر اخلاقی عکس های مجید توکلی را با لباس زنانه در بازداشت منتشر کردند که خشم دانشجویان را برانگیخته است. بسیاری از وبلاگ ها و سایت ها به تحسین شجاعت "مجید توکلی" برخاسته اند و حمایت خود را از وی اعلام کرده اند. یکی از دوستان مجید توکلی در سایت فیس بوک نوشته است : "سالها در دانشگاه بودم و فعالان بسیاری را دیدم. اما هیچ کس را شجاع تر از مجید توکلی ندیدم که با این همه زندان و شکنجه و داشتن 15 ماه حکم زندان، نزدیک 16 آذر سر از پا نشناخت و یک تنه یک تجمع بزرگ را برگزار کرد. مجید اسطوره مقاومت جنبش دانشجویی است.". همچنین برخی افراد نیز در پاسخ به حرکت فارس و ایرنا، اقدام به انتشار عکس های رهبران کودتا با لباس های مبدل در اینترنت نمودند. 

لازم به توضیح است که پیش از این نیز خبرگزاری فارس سعی در تحقیر نماد های مقاومت جنبش سبز داشت که با انتشار عکسهایی از پرتاب کفش به سوی مهدی کروبی آغاز شد. در پاسخ به این بی احترامی تعدادی از مردم در 13 آبان بولتنهای بزرگ تصویر آیت الله خامنه ای را پاره کرده و زیر پا لگدمال نمودند. حرکتی که فیلم ان در سراسر جهان توسط خبرگزاری ها مخابره شد و از آن به عنوان حرکتی بی سابقه در تاریخ جمهوری اسلامی یاد کردند. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/09/18ساعت 9:0  توسط بهمن  | 

فرمانده انتظامي تهران بزرگ در رابطه با خسارت‌هاي بر جاي مانده در روز «دانشجو» نيز با اشاره به اين كه 17 نفر از نيروهاي پليس مصدوم شدند، به ايسنا گفت: همچنين 19 مورد خسارت به اموال دولتي مانند تابلوهاي راهنمايي و رانندگي و سطل‌هاي زباله و خودپردازهاي بانك وارد شد، همچنين شيشه يك دستگاه اتوبوس نيز شكست و يك موتورسيكلت‌ نيروي انتظامي هم به آتش كشيده شد.

به گفته وي پليس هيچ‌گونه تيراندازي در روز 16 آذر نداشته و تنها در دو مورد از گاز اشك‌آور استفاده كرده است.

سردار رجب‌زاده در رابطه با استقرار مجدد نيروهاي پليس در اطراف دانشگاه تهران در روز جاري ـ 17 آذر ماه ـ گفت: نيروهاي پليس به منظور تامين امنيت در اطراف دانشگاه تهران مستقر شده‌اند كه تاكنون مشكلي در اين رابطه به وجود نيامده و تنها تجمعاتي از سوي هر دو طرف در داخل دانشگاه تهران انجام شده است.

فرمانده انتظامي تهران بزرگ با اشاره به اين كه پليس تا اين لحظه در روز سه‌شنبه دستگيري نداشته است، خاطرنشان كرد: در روزهاي آتي هم تا زماني كه در داخل دانشگاه تهران تجمعاتي صورت گيرد، به منظور جلوگيري از كشيده شدن اين تجمعات به خارج از محيط دانشگاه، نيروهاي پليس در اطراف دانشگاه تهران مستقر خواهند بود.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/09/17ساعت 17:0  توسط بهمن  | 

با آغاز روز شانزدهم آذر، خیابان‌های پیرامون دانشگاه‌ها برای جلوگیری از ایجاد ناآرامی‌های احتمالی چهره امنیتی به خود گرفت.

به گزارش خبرنگار «تابناك»، نیروهای انتظامی در دسته‌های سه تا چهار نفره با فاصله كمی از هم در اطراف دانشگاه‌های تهران، خواجه نصیر و امیرکبیر ایستاده‌اند و همزمان نیروهای موتورسوار نیز در منطقه مستقرند.

هم‌اکنون خیابان ابوریحان توسط پلیس بسته شده و خیابان وصال و 16 آذر نیز تحت کنترل نیروهای پلیس است.

این گزارش می‌افزاید، مغازه‌های حدفاصل میدان انقلاب تا چهارراه ولی عصر تقریبا تعطیل بوده و در اطراف دانشگاه برخی تجمعات محدود لباس شخصی نیز دیده می‌شود.

ترافیک در خیابان انقلاب از چهارراه ولی عصر تا میدان انقلاب سنگین گزارش شده، به گونه‌ای که پلیس در مواردی با هدایت اتومبیل‌ها به خط ویژه اتوبوس تلاش در تسهیل بار ترافیک دارد.

همچنین در بلوار کشاورز به فاصله‌های ده و بیست متری از تقاطع خیابان کارگر تا میدان ولی عصر کادری‌های نیروی انتظامی حضور دارند که این حضور پیرامون میدان ولی عصر پررنگتر است. در خیابان كریم‌خان زند از تقاطع ویلا تا خیابان سمیه نیز نیروهای پلیس حضور دارند و خودروهای انتظامی در حال رفت‌وآمد هستند.

در جلوی ورودی دانشگاه‌ها، دو یا سه مأمور حراست هستند تا از ورود غیر دانشجویان جلوگیری شود.

گفتنی است، این تدابیر امنیتی و ترافیكی، در حالی است كه در هیچ یك از خیابان‌ها تجمعی دیده نشده و نیروهای پلیس تنها در محل‌های یادشده مستقر شده‌اند؛ اما تحرک خاصی ندارند و خوشبختانه در دانشگاه‌ها نیز تا این لحظه آرامش حکم‌فرماست. (ساعت 13:27)

گزارش‌های جدید حاکی است که در دانشگاه آزاد، واقع در چهارراه ولی عصر و دانشکده فنی دانشگاه آزاد پونک نیز تنش‌هایی میان گروه‌های دانشجویی با یکدیگر رخ داده است.

همچنین در مقابل دانشکده فنی دانشگاه تهران نیز دو گروه از دانشجویان به شعار علیه یکدیگر مبادرت کرده و در چند مورد نیز برخوردهایی میان دانشجویان با یکدیگر رخ داده است. در همین درگیری‌های پراکنده، برخی شیشه‌های دانشکده فنی نیز شکسته شده است.(ساعت 14:32)

از دانشگاه شیراز نیز خبر می‌رسد، حدود صد نفر بیرون از دانشگاه، مقابل دانشگاه شیراز تجمع داشته‌اند که با شدت گرفتن بارندگی متفرق شده‌اند. (14:38)

به این ترتیب، به دلیل شعارهای تند دو طرف، درگیری جلو دانشکده فنی تشدید شده و به زد و خورد دانشجویان انجامیده است. گفته می‌شود، عناصر لباس شخصی با شوکر برقی با دانشجویان درگیر شده و گاز اشک آور نیز شلیک کرده‌اند. (14:45)

در گیریهایی در خیابان دانشگاه به وجود آمده است.خیابان انقلاب حدفاصل 16 آذر تا خیابان دانشگاه عبور عابرین ممنوع است. در اطراف دانشگاه امیرکبیر نیز درگیری هایی میان عابرین با نیروهای مستقر گزارش شده است.(14:55)

گروهی از دانشجویان با استقرار سیستم صوتی در مقابل دانشکده فنی دانشگاه تهران اقدام به سخنرانی تند علیه یکی از نامزدهای دور دهم انتخابات نموده و سبب تحریک دیگر دانشجویان شده است. همچنین دانشجویان معترض نیز در مقابل ساختمان دانشکده علوم تجمع کرده اند و شعارهایی در مقابل سر می دهند. (15:05)

گزارش ها از دانشگاه امیرکبیر حاکی است که درب سمت ولی عصر شکسته شده و گروهی لباس شخصی از بیرون دانشگاه به سمت دانشجویان معترض سنگ پرانی می کنند، این گروه یکبار نیز وارد دانشگاه شده و شیشه های دانشکده نفت را با سنگ شکانده اند. (15:15)

ایرنا گزارش داد: عده اي از اغتشاشگران که قصد سوء استفاده از آيين ويژه بزرگداشت روز دانشجو را داشتند با تجمع در خيابان هاي اطراف دانشگاه تهران با نيروهاي انتظامي درگير شدند.
  
جمعي از اغتشاشگران غير دانشجو با هدف برهم زدن اين آيين، قصد ورود به دانشگاه تهران را داشتند.اين عده وقتي با ممانعت ماموران نيروي انتظامي و حراست دانشگاه و همچنين برخورد سرد دانشجويان مواجه شدند، با سردادن شعارهايي راهي خيابان هاي اطراف شدند.چندي نپاييد که ديگر خبري از جمع بهم پيوسته اغتشاشگران نبود و آنها به تنهايي يا در گروه هاي از هم گسسته و کم تعداد در خيابان هاي اطراف دانشگاه پراکنده شدند. (15:20)

گزارش ها از محوطه داخلی دانشگاه تهران حاکی است که گروهی از دانشجویان با قرار دادن سیستم صوتی در یک دستگاه وانت و پخش شعارهایی بر علیه برخی از اشخاص در محوطه دانشگاه در حال دور زدن است (15:22)

فارس گزارش داد: تعدادي از دانشجويان دانشگاه تهران امروز عصر در مقابل دانشكده داروسازي توسط طرفداران موسوي مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. پس از متواري شدن طرفداران موسوي از مقابل دانشكده فني دانشگاه تهران، آنها به سمت دانشكده داروسازي حركت كرده و روي پله‌هاي اين دانشكده نشستند و با سر دادن شعارهاي تحريك‌آميز قصد برهم زدن نظم و ايجاد اغتشاش در فضاي دانشگاه را داشتند. (15:25)

گزارش ها از اطراف دانشگاه امیرکبیر حاکی از آن است که گروه های لباس شخصی موتورسوار در دسته های سه تا شش تایی به سمت این دانشگاه در حال حرکتند، همچنین پل کالج مسدود شده و اجازه عبور از روی پل به اتومبیل ها داده نمی شود. (15:30)

یک سایت حامی دولت نوشت: اقدام طرفداران موسوی برای ایجاد تنش در دانشگاه های شریف امیر کبیر و شهید بهشتی نیز به دلیل بی توجهی دانشجویان این دانشگاه ها توفیق چندانی نداشته است چنانکه طرفداران موسوی به دلیل عدم همراهی دانشجویان در دانشگاه شهید بهشتی، با شعار "دانشجوی باغیرت حمایت حمایت" از دانشجویان دیگر در خواست کردند تا به آنها بپیوندد.

این سایت افزود : از خیابان های اطراف این دانشگاه ها خبر می رسد که عده ای از افراد سبزپوش که به گونه ای کاملا سازماندهی شده در خیابان های اطراف دانشگاه ها خصوصا دانشگاه تهران، امیرکبیر و شریف حضور یافته اند قصد دارند تا با دخالت در این برنامه های دانشجویی، بهانه ای برای ایجاد نا آرامی در خیابان ها ایجاد کنند به نحوی که تعداد دویست نفر از اراذل و اوباش با حضور در خیابان دانشگاه( خیابان مقابل سردر دانشگاه تهران) پس از حمله به نیروی انتظامی اقدام به ایجاد آتش سوزی، سوزاندن دو موتور سیکلت پلیس و شکستن شیشه های فروشگاه های کتاب فروشی این خیابان کرده اند.

همچنین گروهي از اراذل و اوباش نیز با تجمع مقابل درب دانشگاه اميركبير، سعي در ورود غير قانوني به اين دانشگاه را داشتند که با مقاوت نيروهاي حراست اين دانشگاه موجه شده اند.این تعداد سپس با حضور در خیابان ولیعصر با شکستن درب دانشگاه هنر تلاش کردند تا از این طریق وارد دانشگاه امیرکبیر شوند.(15:40)

گزارش های رسیده حاکی است که دانشگاه علوم و تحقیقات تهران، علم و صنعت و دانشگاه شریف نیز شاهد تجمع دانشجویان معترض بوده است و در محدوده اطراف علوم و تحقیقات نیز تجمع های دانشجویی مشاهده شده است.(16:05)

گزارش ها از سطح شهر تهران حاکی از آن است که در خیابان انقلاب در چند مورد تیر هوایی شلیک شده و در اطراف دانشگاه امیرکبیر و میدان ولی عصر نیز گاز اشک آور به سوی معترضین پرتاب شده است و در مقاطعی نیز درگیری هایی میان مردم و نیروهای لباس شخصی درگرفته است.(17:10)

گفتنی است آخرین گزارش ها حکایت از بازگشت آرامش به تهران را دارد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/16ساعت 13:57  توسط بهمن  | 

میرحسین موسوی به مناسبت سالروز ۱۶ آذر بیانیه ای صادر کرد. به گزارش “کلمه” متن کامل بیانیه به شرح زیر است 

 

بسم الله الرحمن الرحیم 

 عید سعید غدیر را به ملت مسلمان ایران تبریک می‌گویم و از خداوند متعال نزدیک شدن به آرمان‌های صاحب غدیر را برای آنان و تمامی مسلمانان جهان مسئلت می‌کنم. در این عید شیعیان برای هم برکت و بهروزی آرزو می‌کنند و از یکدیگر تحفه‌هایی را می‌طلبند که به تحقق چنین آرزوهایی کمک کند و متضمن سرانجامی نیکو برای ملت و کشور خصوصا در شرایط بحران‌زده کنونی باشد. چنین انتظاری از ما نیز هست و حتی اگر این انتظار وجود نداشت برآورده کردن آن وظیفه‌ای بر عهده ما بود. برای این منظور کاری که از ما برمی‌آید صمیمیت در خیرخواهی است، حتی اگر آن را نپذیرند، و پایداری در دوراندیشی است، حتی اگر چنین نامی بر آن نگذارند. خطرهایی بزرگ‌تر از آن در پیش است که چه ما و چه دیگران از خویشتن یاد کنیم و واقعیت‌هایی سترگ‌تر از آن در برابر قرار دارند که با نادیدن ناپدید شوند. با استمداد از لطافتی که فضای عید ایجاد کرده است و با استفاده از فرصتی که روز شانزدهم آذر به وجود می‌آورد چه چیز بهتر از پرداختن به آنچه می‌تواند داروی درد امروز باشد؛ دارویی که الزاما تلخ نیست، اگر پیشداوری‌ها را کنار بگذاریم. 

روز دانشجو در پیش است. در تاریخ معاصر ما جنبش دانشجویی همواره نوعی پرچم و گواه برای حرکت مردم بوده است. در روزهای تلخ بعد از کودتا و در تاریک‌ترین برهه از تاریخ ملت ما، زمانی که همه آرزوها برباد رفته به نظر می‌رسید آنچه در شانزدهم آذر ۱۳۳۲ روی داد شاهدی بود که معلوم می‌کرد روح مردم و خواسته‌های تاریخی‌شان هنوز زنده است. آن «سه قطره خون» و آن «سه آذر اهورایی» که روز دانشجو را پایه گذاشتند، اگر پس از نیم قرن هنوز از تازگی، درخشندگی و اهمیت برخوردارند، به خاطر آن است که نسبت به وجود و حیات واقعیتی عظیم‌تر در جان مردم شهادت ‌دادند. این گواهی در سال‌ها و نسل‌های پس از آن نیز از سوی جنبش دانشجویی ادامه داشت و هنوز ادامه دارد. جامعه به دلایل بسیار گرایش‌های در حال تکوین در بطن خویش را پیش چشم کسانی که تنها به ظاهر آن می‌نگرند نمایان نمی‌کند. دگرگونی‌های بزرگ معمولا متهمند که یک‌باره روی می‌دهند و از بازیگران سیاسی فرصت هماهنگ شدن با خود را دریغ می‌کنند. البته در حقیقت هیچ تحولی دفعتا تحقق نیافته است؛ تنها بروز و ظهور تغییرهاست که شکلی دفعی دارد. در چنین شرایط گواهانی که از اعماق ناپیدای جامعه خبر می‌دهند به راستی ارزشمندند. 

 جنبش دانشجویی در تاریخ معاصر ما همواره حاوی ‌گزارش‌هایی از شکل‌گیری جریان‌های عمیق سیاسی و اجتماعی در متن جامعه بوده است. این نقشی است که اگر حاکمان با درایت برخورد می‌کردند می‌توانست و می‌تواند برای عبور کم‌هزینه به سمت توسعه و پیشرفت بیشترین بهره‌ها را برساند، اما آنان خشمگینانه این نشانگر ذی‌قیمت را می‌شکنند؛ آنان دوست دارند به خود تسلی دهند که حرکت‌های دانشجویی جز غوغای چند جوان پرسروصدا نیستند که اگر خاموش شوند صورت مسئله از اساس پاک خواهد شد؛ داستانی تکراری از انکار واقعیت‌ها و تلاش برای تولید و تفسیر اطلاعات مطابق میل دولتمردان که تقریبا هیچ عهد تاریخی بدون شمه‌ای از آن پایان نیافته است. ان هولاء لشرذمه قلیلون، (گفتند که) اینها گروهی ناچیزند (به قول امروزی‌ها خس و خاشاکی بیش نیستند)، و انهم لنا لغائظون، و آنها ما را به خشم می‌آورند، و انا لجمیع حاذرون، و ما همگی در آماده‌باش به سر می‌بریم، فاخرجناهم من جنات و عیون، پس خداوند آنان را از باغ‌ها و چشمه‌سارها بیرون کرد، و کنوز و مقام کریم، و از گنج‌ها و از جایگاه دلپسند. 

چه تلخ است اگر پس از این همه عبرت‌های دور و نزدیک مشابه این خطا هنوز در رفتار کسانی دیده ‌‌شود؛ آنهایی که اصرار دارند بگویند مردم دیگر ساکت شده‌اند و فقط دانشجویان مانده‌اند؛ در دانشگاه‌ها هم فقط تهران ناآرام است، از تهران هم فقط دانشگاه‌های مادر هیاهو می‌کنند، آنجا هم کانون جنبش و جوشش، چند نفر جوان غریبند که اگر آنها را به اخراج از خوابگاه و محرومیت از تحصیل تهدید و محکوم کنیم داستان تمام می‌شود. خوب! تمام این کارها را کردید، پس چرا داستان تمام نشد؟ زیرا حرکت دانشجویی گواه بر واقعیت‌هایی بزرگتر از خویش است. ای کاش قدر آن را می‌دانستند، از پیش‌آگهی‌هایی که درباره تحولات دور و نزدیک می‌دهد درس‌ می‌گرفتند و خود را با این تغییرات هماهنگ می‌کردند، خصوصا اینک که دانشجویان نه مستوره‌ای کوچک از مردم، که یکی از وسیع‌ترین و فعال‌ترین قشرها را تشکیل می‌دهند. درحال حاضر از هر بیست ایرانی یک نفر دانشجوست. متصدیان امور اگر پیش از این به نقش آنان به عنوان گواه فردا توجه کرده بودند اینک در چنین بحرانی قرار نداشتند. 

 البته این یک قاعده دوسویه است. حرکات دانشجویی هم به اندازه‌ای که از تمایلات واقعی جامعه خبر بدهند نیرومند و ریشه‌دارند، زیرا قدرت نهادهای اجتماعی در گرو پایبندی به ضرورتی است که آنها را ایجاد و ایجاب می‌کند. نسل ما آن زمان که در حرکات دانشجویی شرکت داشتیم به روشنی می‌دید که پیوند با متن جامعه تا چه حد در توانایی‌هایش موثر است. در آن زمان گرایش‌های بسیاری میان دانشجویان به چشم می‌خورد. اگر انجمن‌های اسلامی از همه قوی‌تر بودند به خاطر آن بود که از واقعیت‌‌های اجتماعی بیشتر نمایندگی می‌کردند. 

بسیاری از فعالان دانشجویی امروز، گردانندگان فردای جامعه خواهند بود و این دلیلی مضاعف است تا مظهریت از واقعیت‌های اجتماعی را از دست ندهند . قدرت و سرزندگی آنها در گرو این رمز است. راز موفقیت سیاستمداران نیز همین است. آنها تا اندازه‌ای که بتوانند خواست‌ها و تمایلات جامعه را بشناسند و با آنها منطبق شوند، بلکه تجلی و گواه آنها قرار بگیرند، قادرند به کشور خود خدمت کنند، یا لااقل قدرتمند باقی بمانند. و این تصور که کسی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند به رغم گرایش‌های مردم بر آنان حکومت کند بیشتر از یک توهم نیست. حتی زمانی که یک دولت موفق می‌شود با تکیه بر نیروی سرکوب موجودیتش را حفظ ‌کند فی‌الواقع از انطباق خود با آمادگی جامعه برای تمکین در برابر زور ارتزاق کرده است، گرچه این تمکین هم تا ابد نمی‌پاید. 

 جامعه ما اینک شگرف‌ترین تحولات را تجربه می‌‌کند؛ بعد از حوادثی که چند ماه گذشته به خود دید کیست که بتواند این حقیقت را انکار کند؟ ماهیت دقیق این دگرگونی چیست؟ این بزرگترین سوال برای ما و برای مخالفان ماست. آنان نیز اگر بدانند که چه رویداد عظیم و مبارکی در راه است، کلاه‌خودها و چوب‌دستی‌هایشان را کنار می‌گذارند و به دنبال ابزارهایی برای پرستاری از این گیاه پاک که در خاک ما جوانه زده است می‌روند. 

در میان زیبایی‌های بسیاری که روزهای پیش از انتخابات را نورانی می‌کرد زیباترین پدیده جمع شدن مردمی از سلیقه‌های گوناگون گرداگرد هم بود. آنها برای آن که به این کار موفق شوند تفاوت‌ها و تنوع‌هایشان را کنار نمی‌گذاشتند، بلکه به رسمیت می‌شناختند. کسی لازم نمی‌دید که برای شرکت در این یکرنگی هویت خویش را از دست بدهد و دیگری شود. در آن یگانه‌شدن‌ها حظی وجود داشت که فطرت‌هایمان می‌پسندید. آن زنجیره‌های سبز انسانی که شهرهای ما را فرا گرفت نمایشی تهی از حقیقت نبود. قرار نبود بعد از آن که از پل گذشتیم به سرنوشت یکدیگر اهمیت ندهیم و جان‌‌هایمان نمی‌خواست که پس از چشیدن طعم آن یگانگی از نو پراکنده شویم. چنین چیزی بدون تردید نشانه‌ای از طلوع بزرگی و رشد در حیات یک ملت است. 

بزرگی یک ملت در ثروتمند بودن یا قدرتمند شدن نیست؛ اینها فقط بخش کوچکی از آثار آن است. بزرگی یک ملت در عظمت جان اوست. بزرگی به آن است که بتوانیم امور ظاهرا ناسازگار را با هم داشته باشیم. خانه کوچک مکانی است فقط برای «من»، اما در خانه بزرگ برای دیگران هم جا وجود دارد. کارفرمایی که جانش کوچک بود فکر می‌کرد جز با تجاوز به حقوق کارگران نمی‌تواند مالی بیندوزد، حال آن که کارآفرین بزرگ تنها راه سود بردن را سود رساندن می‌بیند. همین‌گونه است تفاوت کارگر کوچک و کارگر بزرگ. به هزار دلیل تنها راه بهره‌مند شدن این است که همه با هم بهره‌مند شوند، اما کسانی که کوچکند ظرفی ندارند که در آن دیگری هم بگنجد. همچنین است تفاوت دینداری که بزرگ است و دینداری که کوچک است. دیندار بزرگ امام صادق (ع) است که در خانه خدا می‌نشیند و با منکر خدا حکیمانه گفتگو می‌کند. حقیقت خانه خدا همان قلب اوست که برای همگان جا دارد و برای همه حق قائل است؛ حق زیستن، حق شنیدن، حق برگزیدن، حق اشتباه کردن، حق بزرگ بودن. آری بزرگ بودن، و الا بزرگ به کوچک چه کار دارد؟ غیردیندار را در جایگاهی می‌بیند که می‌تواند به زیبایی‌های دین رو کند، اگر نتوانسته‌ است حقیقتی را بیابد احتمال درک آن را از سوی دیگری نادیده نگیرد، یا می‌تواند کوچک باشد و هر چیزی را که نچشیده است انکار کند؛ هر چیزی را که درک نمی‌کند ترک کند و بی‌آن‌که بنشیند و برای فهمیدن گوش بدهد، عقاید دیگران را بی‌اساس بخواند. 

ملت ما اینک دارد نشانه‌های بزرگی خود را به نمایش می‌گذارد؛ آن تحول شگرفی که جامعه ما در تکاپوی تجربه آن است این است. البته چیزی که اهمیت دارد خود این بزرگی است و نه نشانه‌های آن. نشانه‌هایش را باز می‌گوییم تا خود آن را باور کنیم که چونان بهار از راه می‌رسد و حیات ما را دیگرگون می‌کند؛ تا به مبارکی آن ایمان بیاوریم و از تغییراتی که ایجاد می‌کند نترسیم. این همان رشدی است که انقلاب ما به امید آن بنا نهاده شد. چندی گذشت و از آن غافل شدیم، ولی پروردگارمان غافل نشد. بذری را که سی سال پیش از این با هزار امید در خاک خود کاشته بودیم پرورش داد تا اینک که جوانه‌هایش را پیش‌رویمان قرار داده است. 

نشانه‌های بزرگی یک ملت شبیه به صفاتی است که از یک انسان رشید انتظار می‌رود. کسی که آرمان ندارد هیچ نمی ارزد، اما کیست که بتواند در عین آرمان‌گرایی ارتباط خود را با واقعیت‌ها از دست ندهد؟ یک انسان رشید؛ و یک ملت بزرگ. اگر مردم علیرغم تمامی صحنه‌های تلخی که در این چند ماهه دیده‌اند همچنان اجرای بدون تنازل قانون اساسی را شعار محوری خود می‌دانند به آن خاطر نیست که اگر چیز دیگری بخواهند به آنها داده نمی‌شود. تنها و تنها حکمت و واقع‌بینی مردم بود که اجازه نداد رفتار زشت حاکمان به واکنش‌های عصبی و لجام‌گسیخته بیانجامد. 

 به عنوان مثالی دیگر صفت شجاعت را در نظر آورید. شهامتی که یک انسان رشید (مثلا یک پدر در دفاع از فرزند جوانش) نشان می‌دهد همراه با هیاهو نیست، مانع از دوراندیشی و مستلزم قبول هزینه‌های بی‌دلیل نیست، اما هول‌انگیزتر و اثرگذارتر از زور بازوی دیگران است. آیا مشابه این کیفیت‌ را در شجاعتی که مردم ما به نمایش می‌گذارند مشاهده نمی‌کنید؟ 

به عنوان مثالی دیگر انعطاف یک انسان رشید به معنای وادادگی نیست، بلکه بدان معناست که او برای رسیدن به مقصود خود پر از راه‌حل‌های گره‌گشاست. در طول شش ماه گذشته هر روز روزنه‌هایی که مردم می‌گشودند بسته می‌شد و آنان هربار بدون آن که به رودررویی کشیده شوند یا آرمانشان را کنار بگذارند راه‌‌‌‌حل‌های جدید خلق می‌کردند. 

به عنوان مثالی دیگر به صبر و متانتی که در حرکت مردم وجود دارد نگاه کنید؛ خواسته‌هایشان را چنان با حوصله‌ای زندگی می‌کنند که گویی می‌توانند صد سال آنها را زندگی کنند؛ حوصله‌ای که مخالفانشان را خسته کرده است، حوصله‌ای که از رشد حکایت می‌کند. 

و به عنوان مثالی دیگر انسان رشید کسی است که اعتماد به نفس دارد؛ یعنی نسبت به ارزش‌های وجودی خود آگاه است. برای زمانی طولانی ما این‌گونه نبودیم. سرهای ما فروافتاده بود. دو قرن وابستگی خودباوری را از ملت ما گرفته بود، تا این که انقلاب ترمیم این باروی فروریخته را آغاز کرد. ولی آیا بلافاصله به این هدف رسیدیم و عمق روح خود را از آن لطمه‌های تاریخی پاک کردیم؟ پس چرا وقتی هنرمندانمان در جهان مورد تحسین قرار می‌گرفتند متعجب می‌شدیم؟ انگاری احتمال هم نمی‌دادیم که از ایرانی هنری سر بزند، یا اگر بدبین بودیم بی‌باور به آن که ممکن است کمترین نکته قابل‌ستایشی در ما وجود داشته باشد به دنبال ردپای توطئه می‌گشتیم. آیا اگر یک انسان رشید هم مورد تحسین قرار گیرد این‌گونه واکنش‌ نشان می‌دهد؟ یا او از فضائل خویش آگاه است، به قدری که تمجید‌ها نه جانش را ذوق‌زده می‌کند و نه مسیرش را تغییر می‌دهد. در چند ماه گذشته ملت‌ها ایرانیان را بسیار ستودند، اما واکنش مردم ما را در مقابل این تحسین‌ها با گذشته مقایسه کنید تا ایمان بیاورید که جان جامعه ما دارد نشانه‌های عظمت را تجربه می‌کند. 

در سند چشم‌انداز بیست ‌ساله آمده است که ایران باید در سال ۱۴۰۴ قدرت اول منطقه باشد. آیا قرار است در آن سال ما به منطقه و جهان راست بگوییم که قدرت بزرگی هستیم یا دروغ بگوییم؟ ‌آیا قرار است در حالی که هنوز بزرگ نشده‌ایم لباس‌های بزرگ بپوشیم تا عظیم به نظر برسیم؟ آیا قرار است در سطح کشورهای منطقه طرح‌های عمرانی نیمه‌کاره افتتاح کنیم، یا سفرهای شکست‌خورده‌مان را با امدادهای رسانه‌ای پیروزی بنامیم، یا خود را کانون دائمی جنجال‌ها قرار دهیم، یا با تحقیر دیگران و توهین به آنان ادعای عظمت کنیم؟ یا قرار است واقعا قدرتمند باشیم؟ این سوال را از آنجا می‌پرسم که یک کشور تنها زمانی بزرگ است که ملتی بزرگ داشته باشد. 

 دعایمان مستجاب شد و ملت با تکیه بر زانوان خود به بلوغ و رشدی که شایسته او بود رسید، منتهی مشکل آن است که یک ملت بزرگ نمی‌نشیند تا در روز روشن رایش را ببرند و هیچ نگوید. یک ملت بزرگ انتخابات درجه دو انتصابی را تحمل نمی‌کند. وقتی که یک ملت بزرگ می‌شود دیگر خدمتگزارانش اجازه ندارند به او بگویند چه باید بخورد و کجا باید برود و چه کسی را برگزیند و به چه چیز و چه کس اعتماد کند. یک ملت بزرگ از شورای نگهبان انتظار دارد آنها را قانع کند که تقلبی در انتخابات روی نداده است، نه آن که تنها یک ادعا پیش رویشان بگذارد و ادعای خود را باطل کننده انبوهی از مشاهدات و مستندات بداند. 

 از ما می‌خواهند که مسئله انتخابات را فراموش کنیم، گویی مسئله مردم انتخابات است. چگونه توضیح دهیم که چنین نیست؟ مسئله مردم قطعا این نیست که فلانی باشد و فلانی نباشد؛ مسئله‌ آنها این است که به یک ملت بزرگ بزرگی فروخته می‌‌شود. آن چیزی که مردم را عصبانی می‌کند و به واکنش وا می‌دارد آن است که به صریح‌ترین لهجه بزرگی آنان انکار می‌شود. 

 مگر نمی‌خواهید که ما نباشیم و شما باشید؟ راهش توجه به این واقعیت است؛ مردم با زید و عمرو عهد اخوت ندارند و آن کسی را بیشتر می‌پسندند که حق بزرگی آنان را کامل‌تر ادا کند. این مسئله‌ای است که توجه به آن نه فقط گره انتخابات، که هزار گره دیگر را نیز می‌گشاید. و اگر بنا باشد حل نشود آرزو کنید که دامنه‌های مشکل در یک انتخابات، محدود بماند. 

 برادران ما! اگر از هزینه‌های سنگین و عملیات عظیم خود نتیجه نمی‌گیرید شاید صحنه درگیری را اشتباه گرفته‌اید؛ در خیابان با سایه‌ها می‌جنگید حال آن که در میدان وجدان‌های مردم خاکریزهایتان پی در پی در حال سقوط است. ۱۶ آذر دانشگاه را تحمل نمی‌کنید. ۱۷ آذر چه می‌کنید؟ ۱۸ آذر چه می‌کنید؟ چشمانی را که در صحن دانشگاه به رزمایش‌های بی‌فایده افتاده و آنها را نشانه ترس یافته چگونه تسخیر می‌کنید؟ اصلا همه دانشجویان را ساکت کردید؛ با واقعیت جامعه چه خواهید کرد؟ 

اینها سخنانی است که ما از روی خیرخواهی می‌گوییم و شنیده نمی‌شود. اگر می‌شنیدند راه پیروزی خیلی نزدیک می‌شد؛ آن پیروزی را می‌گویم که عبارت از غلبه یک حزب نیست، بلکه فراگیر شدن بلوغ یک ملت است؛ آن پیروزی که انسان‌ها را همچون جوانه‌های یک مزرعه یکی یکی و گروه گروه بزرگ می‌کند و بی آن که لازم باشد هویت خود را از دست بدهند سبز می‌کند، تا جایی که خود زندانبان از کارهایی که می‌کند خجالت بکشد. 

اخیرا شنیدم بسیج دانشجویی یکی از دانشگاه‌ها در مراسم خود برای مخالفان هم فرصت سخن گفتن قرار داده است؛ این یک شروع خوب است. یا شنیدم که در عید غدیر مخالفان مردم به یکدیگر شال سبز هدیه می‌دهند. از دیدگاهی که این همراه شما می‌نگرد این را بزرگترین عیدی است. زیرا این ما نبودیم که سبز را انتخاب کردیم، بلکه سبز بود که ما را برگزید. آیا ممکن است که این رنگ، برادران ما را نیز برگزیند؟ آری ممکن است، زیرا ذی‌جود کسی است که به حیله حیله‌زننده نگاه نمی‌کند، و راه سبز شدن بر هیچ کس بسته نیست. 

میر حسین موسوی 15/9/1388

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/15ساعت 20:0  توسط بهمن  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/15ساعت 19:29  توسط بهمن  | 

معاونت امور مطبوعاتي و اطلاع‌رساني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به چهار روزنامه صبح تهران اسرار، آفتاب يزد، حيات‌نو و اعتماد تذكر كتبي داد.

 متن اطلاعيه‌ اين معاونت به شرح زير است:

«با توجه به رسالت رسانه‌هاي داخلي و دفاع از وحدت افكار عمومي در برابر هجمه تبليغاتي و نفاق‌افكنانه رسانه‌هاي بيگانه از مطبوعات انتظار مي‌رود از انتشار مطالبي كه در آن ذهنيت جامعه و افكار عمومي را نسبت به برخي اختلاف سليقه‌هاي ميان مسئولان مشوش كند، پرهيز كنند.

به همين منظور از سوي اداره كل مطبوعات داخلي مجددا به روزنامه‌هاي اسرار، آفتاب يزد، حيات‌نو و اعتماد تذكر كتبي داده شد. روزنامه‌هاي يادشده با انتخاب تيتر و مطالب در صفحه اول و دوم به گونه‌اي اقدام كرده كه شائبه القاي تفرقه و بزرگ‌نمايي اختلافات ميان مسئولان را در خوانندگان ايجاد مي‌كند. حال آنكه پرهيز از تفرقه افكني و ترويج مواضع مغاير با وحدت و نيز عدم تحريف مفهوم و تقطيع سخنان مسئولان از جمله نكاتي است كه در بند 4 و 11 ماده 6 قانون مطبوعات به آنها تاكيد شده است.»

به گزارش ايسنا در تيتر صفحه اول و گزارش‌هاي تهيه شده اين روزنامه‌ها به موضوع سخنان رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام و نامه‌ رييس مجلس شوراي اسلامي‌ پرداخته شده است
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/15ساعت 17:52  توسط بهمن  | 

مقامات ایرانی، ممنوعیتی سه روزه برای کار روزنامه‌نگاران خارجی در ایران وضع کرده‌اند. روز دانشجو در راه است و به نظر می‌رسد این ممنوعیت، به منظور جلوگیری از مبادله گزارش و تصویر از تظاهرات مردم در ۱۶ آذر باشد.
 وزارت ارشاد در روز شنبه ۱۴ آذر، با ارسال پیامک به کلیه خبرنگاران و عکاسان خارجی اطلاع داد که مجوز کار آنان  بطور موقت در مناطق مرکزی تهران از هفتم تا نهم دسامبر (۱۶ تا ۱۸ آذرماه) فاقد اعتبار خواهد بود.
 بسیاری از وب‌سایت‌ها، شبکه‌های اینترنتی دانشجویی و بسیاری از نیروهای اپوزیسیون، از مدت‌ها قبل به مردم برای شرکت در مراسم روز دانشجو و اعتراض به محمود احمدی‌نژاد فراخوان داده‌اند. ناظران آگاه احتمال می‌دهند که مسئولان حکومتی ایران برای دشوار کردن پوشش خبری روز ۱۶ آذر، اینترنت و شبکه تلفن همراه را نیز از کار بیندازند. نیروی انتظامی و سپاه پاسداران پیش از این، تظاهرکنندگان روز ۱۶ آذر را به مواجهه جدی تهدید کرده‌اند.
 اخطار سردار رجب‌زاده، فرمانده پلیس و اعلام مقابله  با  تظاهرات خارج از دانشگاه، مانع از تدارک گروه‌های دانشجویی و سیاسی برای استقبال از این روز نشده است.  روز سه‌شنبه ۱۱ آذر، طوماری با ۳۰۰۰ امضاء موسوی و کروبی را به شرکت در مراسم ۱۶ آذر دعوت می‌کرد. دانشجویان دانشگاه شیراز نیز با صدور بیانیه‌ای در روز ۱۴ آذر، روز دانشجو را یکی از روزهای سبز تاریخ ایران خواندند.
 بنا بر گزارش‌های رسیده، از عصر شنبه ۱۴ آذرماه، شبکه‌های فیس‌بوک، تویتر، یاهو مسنجر و گوگل در ایران مسدود شده‌اند. کاربران فیس‌بوک در ایران معمولا از نرم‌افزارهایی چون "اولترا سیف" یا "فری‌گیت" برای دسترسی به آن استفاده می‌کنند، اما در روزهای حساس، این نرم‌افزارها با فیلترینگی گسترده، ناکارا می‌شوند.
 این نخستین بار است که شبکه خطوط اینترنت یا تلفن همراه، دو روز پیش از تظاهراتی پیش‌بینی شده قطع می‌شوند. اختلال در خطوط ارتباطی یا قطع آنها در مناسبت‌های اعتراضی پیشین، تنها در همان روز مشاهده می‌شد.
 آخرین تجمع معترضان به نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، در روز ۱۳آبان برگزار شد. این تجمع به شهادت تصاویر و گزارش‌های زنده، از سوی نیروهای امنیتی و ضد شورش با خشونت بسیار، سرکوب شد

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/15ساعت 15:2  توسط بهمن  | 

بخش اعظم ارتباطات اینترنتی در تهران در روز شنبه با اختلالاتی جدی روبرو بود.
 خبرگزاری فرانسه در گزارشی که از تهران مخابره کرده است یادآوری می کند که اختلال در ارتباطات اینترنتی در پایتخت جمهوری اسلامی زمانی روی می دهد که گروه های مخالف دولت محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری اسلامی ایران، هواداران خود را به اعتراض و تظاهرات در خیابان های تهران در روز دوشنبه فرا خوانده اند. دوشنبه، شانزدهم آذرماه، در ایران روز دانشجوست.
 منابع متعدد متعلق به سرویس ها و خدمات فنی اینترنتی در تماس خبرگزاری فرانسه با آنان تأکید کرده اند که قطع ناگهانی ارتباط اینترنتی با خارج از کشور که در بعد از ظهر شنبه روی داده است به مسائل فنی ربطی نداشته و حاصل تصمیم مقامانت دولتی است. این منابع در مورد این تصمیم ها توضیح بیشتری ندادند.
 به گزارش این خبرگزاری این ارتباطات تا آخرین ساعات بعد از ظهر کماکان قطع بوده است.
 دفتر خبرگزاری فرانسه در تهران از ناکامی کامل خبرنگاران خود در برقراری تماس با مسئولان وزارت ارتباطات برای آگاهی از نظریات آنان خبر می دهد.
 در بخش دیگری از این گزارش می خوانیم در پی برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم در خرداد ماه سال جاری و شروع تظاهرات و اعتراض های مردمی پس از اعلام پیروزی محمود احمدی نژاد در این انتخابات، بار و بارها ارتباط اینترنتی و ارسال پیامک یا SMS با آن وحتی با تلفن های موبایل قطع شده یا با پارازیت همراه بوده است.

باوجود این، این نخستین باری است که ارتباط اینترنتی دو روز پیش از یک تظاهرات پیش بینی شده قطع می شود.
 در پایان گزارش خبرگزاری فرانسه پس از اشاره به فراخوان گروه های اپوزیسیون داخل کشور به تظاهرات در روز دوشنبه، براین نکته تأکید شده است که مقامات جمهوری اسلامی هشدار داده اند که هیچگونه تجمع از نظر آنان "غیرقانونی" را در روز شانزدهم آذرتحمل نخواهند کرد.
 یکی از نمایندگان ولی فقیه دردانشگاه ها چند روز پیش هشدار داده بود که دانشجویان حق برگزاری تجمع و میزگرد در روز دانشجو را دارند اما این تجمع ها و میزگردها باید در راستای منافع و مصالح نظام باشد. در میان تهدیدهای متعدد فرماندهان نیروهای نظامی و انتظامی جمهوری اسلامی ایران مبنی بر برخورد با هرگونه تجمع و تظاهرات دوشنبه ، در روز شنبه فرمانده سپاه در تهران اعلام کرد افراد سپاه در روز دانشجو به دانشجویان دانشگاه های سراسر کشور گل هدیه خواهند کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/15ساعت 14:59  توسط بهمن  | 

محمود احمدی‌نژاد در اصفهان گفت: سند داریم که آمریکا می‌خواهد جلوی ظهور امام زمان را بگیرد.
 به گزارش خبرآنلاین، رئیس جمهور در این سفر از برنامه‌ریزی‌های شرق و غرب برای نابودی ایران سخن گفت و افزود: ریگان و وزیر امور خارجه وقت آمریکا از بی‌شعوران عالمند.
 
 او که این سخنان را در دیدار با خانواده شهدا و ایثارگران استان اصفهان مطرح می‌کرد‏، به وقایع پس از انتخابات اخیر و نقش رسانه‌های بیگانه اشاره کرد و گفت: در همین انتخابات بلندگوهای دشمن و صدها بلندگوی رنگارنگ از یک نقطه هدایت می‌شد و به گونه‌ای جوسازی می‌کردند که گویی ملت ایران ضعیف شده و نوبت به امتیازگیری آنها رسیده است. اما فرزند کوچک شما در اوج نظام استکباری حضور یافت و فریاد زد: شما کور خوانده‌اید و ملت ایران شما را بر جای خود خواهد نشاند.
 رئیس‌جمهور با بیان اینکه به گفته تحلیل‌گران سیاسی غرب، جنگ هشت ساله می‌توانست بیست حکومت را ساقط کند، ‌اظهار داشت: آنها در همین حوادث اخیر گفتند به گونه‌ای برنامه‌ریزی و مدیریت کرده‌ایم که قادر است صدها حکومت را ساقط کند.
 وی با بیان اینکه دشمنی این مستکبرین با حق و حقانیت امامت و ولایت است، خاطر نشان کرد: کسی که در صراط مستقیم حرکت می‌کند همواره پیروز است و شکست به او راه ندارد.
 رئیس جمهور به حضور نیروهای آمریکایی در خاک عراق اشاره کرد و گفت: درست است که این مستکبران، به دنبال نفت و ثروت این کشور هستند، اما در زیر همه اینها یک استدلال برای خود دارند و بر اساس آن عمل می‌کنند. البته آن را در خبرها افشا نمی‌کنند. ما اسناد آن را به دست آوردیم که آنها معتقدند یکی از خاندان پیامبر اکرم در این نقطه ظهور کرده و ریشه همه ظالمان عالم را خواهد خشکاند. آنها همه این نقشه‌ها را کشیده‌اند که جلوی ظهور حضرت را بگیرند و می‌دانند ملت ایران زمینه‌ساز این حادثه بوده و یاران این حکومت خواهد بود.
 رئیس‌جمهور افزود: شرق و غرب ما در آتش در جنوب‌مان ناوهای دشمن و در شمال ایران شاهد تبلیغات دشمن هستیم و ایران مانند گلستان در وسط آتش است. آنها برنامه‌ریزی کرده‌اند که ایران را نابود کنند. در حالی که همه سیاست‌گذاران و تحلیل‌گران برنده واقعی خاورمیانه را ایران می‌دانند.
آمریکا در افغانستان مثل چهارپا گیرکرده است
 وی همچنین به حضور نیروهای آمریکایی و ناتو در افغانستان اشاره کرد و گفت: هم‌اکنون در افغانستان مانند آن چهارپا در گل مانده‌اند و به جای آنکه زودتر خود را نجات داده و از‌ آنجا بیرون بیایند مجددا
لشگرکشی می‌کنند. اگر 50 سال دیگر هم در افغانستان بمانند باز باید با نکبت و ذلت از خاک آنان خارج شوند. چرا که این تجربه تاریخ است. حتی در سفر اخیر به نیویورک به آنها اعلام کرده‌ام که آیا در کشورتان فرد عاقلی پیدا نمی‌شود که این مسائل را به شما بگوید.
 رئیس‌جمهور با بیان اینکه 30 سال پیش سران غربی هجوم آورده و می‌خواستند ایران را از جغرافیا محو کنند، گفت: ریگان و وزیر امور خارجه وقت آمریکا که هر دو از بی‌شعوران عالم هستند اعلام کرده‌اند که می‌خواهیم نام ایران را از جغرافیا محو کنیم. باید به آنها بگوییم اولا خاورمیانه مهم‌ترین منطقه عالم است و قدرتی که بخواهد سری در سرها بیرون آورد باید به این منطقه بیاید. برخی‌ها خود را ابرقدرت می‌دانستند اما در حال حاضر کسی برای آنها تره هم خورد نمی‌کند.
 دماغ آمریکا پرباد است
 احمدی‌نژاد با اعتقاد بر اینکه مهم‌ترین منطقه جهان خاورمیانه بوده و مهم‌ترین کشور این منطقه ایران است، ادامه داد: پس می‌توان مهم‌ترین کشور جهان را ایران دانست. آنها خود بهتر می‌دانند که در منطقه خاورمیانه به ایران احتیاج دارند. اما چون دماغشان پر باد بوده و مستکبران این حقیقت را نمی‌خواهند بپذیرند. آنها بدون ملت ایران در جهان هیچ‌کاره هستند و با این هارت و پورت‌های الکی نمی‌خواهند خود را از تب و تاب بیندازند.
 هفت جد و آباد اسرائیل هم هیچ غلطی نمی‌تواند بکند
 رئیس‌جمهور افزود: می‌گویند رژیم صهیونیستی با ایران وارد جنگ خواهد شد. رژیم صهیونیستی که سهل است، هفت جد و آباد آنها با متعهدانشان هم جمع شوند هیچ غلطی نمی‌توانند بکنند.
 

وی با اشاره به نفوذ آمریکایی‌ها قبل از انقلاب در ایران، گفت: بعد از انقلاب به چنان عزت‌مندی رسیده‌ایم که هر کشوری که به دنبال سری در سرها آوردن است به ملت ایران نیازمند است. دلیل آن ایمان به امامت و اعتقاد به غدیر و جاری شدن غدیر در زندگی ملت است

+ نوشته شده در  شنبه 1388/09/14ساعت 20:5  توسط بهمن  | 

در حالی که دانشجویان دانشگاه قم خود را آماده برگزاری مراسم 16 آذر روز دانشجو می کردند، نیروهای امنیتی استان قم با تماس با فعالین دانشجویی این دانشگاه آن‌ها را تهدید کردند.
 به گزارش خبرنامه امیرکبیر نیروهای امنیتی با تماس با دانشجویان ضمن هشدار از آنان خواسته اند که هیچ گونه مراسمی در این روز برگزار نکنند. در همین حال نشریه بسیج در این دانشگاه از برگزاری مراسم روز دانشجو در این دانشگاه «اعلام برائت» کرده است.
 همچنین از صبح امروز افرادی لباس شخصی با حضور درمحوطه خوابگاه دانشجویان دانشگاه قم سعی در ایجاد جو رعب و وحشت در بین دانشجویان کردند.
 پیش از این فعالین دانشجویی این دانشگاه اعلام کرده بودند که تحصن روز 16 آذر در این دانشگاه بیشتر جنبه صنفی خواهد داشت اما با وجود با تهدیدهای نیروهای امنیتی مواجه شدند.
 گفتنی است بدليل فوت مرحوم قاضی رياست اين دانشگاه، جو دانشگاه قم به شدت ملتهب و دانشجويان با شنيدن نام هایی از جمله سقای بی ريا و غرويان بعنوان جانشين آن مرحوم قصد اعلام مخالفت خود را با اين انتصاب ها دارند

+ نوشته شده در  شنبه 1388/09/14ساعت 12:16  توسط بهمن  | 

۱۲ آذر سال ۱۳۵۸ در یک همه‌‌پرسی، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به تصویب رسید. دکتر عبدالکریم لاهیجی یکی از نویسندگان طرح اولیه قانون اساسی می‌گوید آنچه تصویب شد با طرح اولیه کاملا متفاوت بود.

 دکتر عبدالکریم لاهیجی به همراه دکتر ناصر کاتوزیان، دکتر محمدجعفر جعفری لنگرودی و حسن حبیبی چهار نفری بودند که از سوی دولت موقت مهندس بازرگان ماموریت یافتند تا پیش‌نویس اولیه قانون اساسی جمهوری اسلامی را تهیه کنند.
 
دکتر لاهیجی می‌گوید در آن پیش‌نویس هیچ نامی از ولایت فقیه و مجلس خبرگان نبوده و اینها همه بعدها و در مجلس ۷۵ نفره‌ای که ریاستش را دکتر بهشتی بر عهده داشت، به این پیش‌نویس اضافه شده‌اند.
 
این حقوقدان، مهمترین مانع بر سر راه تشکیل یک حکومت مردم‌سالار در ایران را اصل ولایت فقیه می‌داند.
 
دویچه‌وله: آقای دکتر لاهیجی شما یکی از کسانی بودید که پیش‌نویس اولیه‌ی قانون اساسی جمهوری اسلامی را نوشتید. در آن پیش‌نویس آیا اصلی تحت عنوان اصل ولایت فقیه وجود داشت؟
 
دکتر عبدالکریم لاهیجی: هرگز. به خاطر این که ما فکر می‌کردیم برای یک جمهوری، قانون اساسی می‌نویسم و این که در جمهوری قدرت در دست مردم است، در دست هیچ شخص یا گروهی نیست. بنابراین در طرحی که ما داده بودیم، قدرت در دست مجلس نمایندگان مردم بود و گفته می‌شود و تا حدودی هم درست است که ما از قانون اساسی فرانسه خیلی الهام گرفته بودیم، ولی حتی در بحث اختیارات رئیس جمهور، قدرتی که در طرح ما رئیس جمهور داشت، به هیچ وجه قابل مقایسه با قدرتی که رئیس جمهور فرانسه دارد نبود و سعی ما براین بود که قدرت را در مجلس شورای ملی متمرکز کنیم.
 
مجلس خبرگان یا مجلس سنا چه طور؟ آیا برای آن مجلس، شما چیزی را پیش‌بینی کرده بودید؟
 
هرگز. نه مجلس خبرگانی وجود داشت، به لحاظ این که ما خبرگانی پیش‌بینی نکرده بودیم و نه مجلس سنا. در ساختار حکومتی که ما پیش‌بینی کرده بودیم، رئیس جمهوری بود که با رأی مستقیم مردم برای چهارسال انتخاب می‌شد و می‌توانست یکبار دیگر هم انتخاب شود، و همان طور که گفتم، مجلس قانونگذاری که اختیار مطلق داشت.
 
در مورد شورای نگهبان چه طور؟ آیا پیش‌بینی شورایی تحت عنوان شورای نگهبان قانون اساسی در طرح اولیه‌ی شما بود و وظایف و کارکردهایش هم مشخص شده بود یا خیر؟
 
با اقتباس از قانون اساسی مشروطیت و قانون اساسی فرانسه ما نهادی را به نام شورای نگهبان بوجود آورده بودیم. این شورای نگهبان مأموریت داشت قوانینی را که مجلس تصویب می‌کند، بسنجد که با قانون اساسی مخالفت نداشته باشند و همچنین با اصول مسلم اسلامی. درباره‌ی ترکیب آن‌ها هم ما گفته بودیم که هر یک از سه قوه‌ی مقننه، مجریه و قضاییه دو عضو برای عضویت در شورای نگهبان انتخاب می‌کنند و پنج تن از مراجع بزرگ تقلید هم، پنج نماینده‌ی خودشان را انتخاب می‌کنند. بنابراین یک مرجع نبود، پنج مرجع بود و بعد هم تصمیم با اکثریت آراء بود. بنابراین اولاً صحبت از اصول شرعی یا فقهی نبود، گفته بودیم اصول مسلم اسلامی و بعدهم با توجه به ترکیب شورا، اکثریت مثل الان با فقهای شورای نگهبان نبود. بنابراین ازاین نظر ما خواسته بودیم زیاد هم به مخالفت با اصول مسلم اسلامی اقدام نکنیم. دوم این که قوانین به طور مستقیم به شورای نگهبان نمی‌رفت. رئیس جمهور یا مراجع مسلم شیعه یا رئیس دیوان عالی کشور که در مقام ریاست شورای عالی قضایی بود حق داشتند که ظرف یکماه از تاریخ تصویب قانون به شورای نگهبان شکایت کنند و اگر از این مهلت استفاده نمی‌کردند، قانون دیگر قانون بود. یعنی مثل الان نبود که قوانین مجلس شورای اسلامی به طور مستقیم به شورای نگهبان برود و شورای نگهبان تصمیم بگیرد که این قوانین اعتبار دارند یا ندارند. نه، در طرح ما این طوری نبود.
 
این جمله‌ای که به وفور در قانون اساسی فعلی وجود دارد که: «مگر در مواردی که با قوانین شرع مغایرت داشته باشد»، یعنی آزادی بیان، آزادی عقیده و همه‌ی این‌ها هست، مگر در مواردی که با قوانین شرع مغایرت داشته باشد، آیا این جمله را شما آنموقع منظور کرده بودید؟
 
هرگز. این‌ها مسائلی بود که متأسفانه در مجلس خبرگان مطرح شد و  قیودی بود که در مجلس خبرگان به حقوق و آزادی‌های مردم وارد کردند. در آن طرح اصل آزادی حقوق و دیگر آزادیها بدون هیچ گونه قید و شرطی پذیرفته شده بود و اصل برابری حقوقی وجود داشت فارغ از جنس، مذهب و فارغ از پایگاه اجتماعی و طبقاتی.
 
آیا این پیش‌نویسی که شما تهیه کردید به امضای آیت‌الله خمینی رسید؟
 
نه. پیش‌نویس را در آخرین روزی که آقای خمینی در تهران بود، ما به او دادیم و او گفت که پیش‌نویس را با خودش به قم می‌برد و می‌دهد که بقول او آقایان علما پیش نویس را بخوانند و نظراتشان را بدهند. بعد نظرات به دست ما رسید. بیشتر مسائل انشایی بود و مسائلی که از حوزه‌ی صلاحیت آن‌ها خارج بود. به خاطر این که آن‌ها تخصصی راجع به مسائل جدید حقوقی و سیاسی نداشتند و ما هم تا حدودی سعی کردیم رفع نگرانی آن‌ها بشود و طرح خودمان را به شورای انقلاب دادیم. این طرح بعدا رفت زیر نظر وزیر مشاور طرح‌های انقلاب، آقای یدالله سحابی و ایشان هم کمیسیونی را انتخاب کرد که در این کمیسیون چند نفر از اعضای شورای انقلاب بودند، ازجمله آقایان مطهری، بهشتی و ابوالحسن بنی‌صدر،  من و کاتوزیان هم  دو جلسه در این کمیسیون شرکت کردیم. بعد دیدیم مسائلی که مورد نظر آن‌ها هست، بیشتر مسائل اقتصادی و سیاسی است که اصلاً جای طرح آن‌ها در قانون اساسی نبود. به خاطر همین هم ما دیگر به جلسات و کمیسیون‌هایی که تشکیل می‌شد نرفتیم. ولی بعد دیدیم که تغییرات یا اضافاتی در طرح ما داده‌اند. منتهی در ساختار اساسی طرح، تغییر کلی بوجود نیامده بود. به خاطر همین هم بعد که طرح ما منتشر شد ما اعتراض زیادی نکردیم و به همین صورت به تصویب شورای انقلاب رسید. در آن فاصله همانطور که می‌دانید آقای خمینی هم نظرش را عوض کرد و قرار گذاشتند که بجای مجلس مؤسسان یک مجلس محدود ۷۵ نفره مسئول و مأمور رسیدگی به این طرح شود. اسم آن را هم گذاشتند «مجلس بررسی طرح نهایی قانون اساسی»، اسمش مجلس خبرگان نبود. این مجلس مأموریت داشت که این طرح را در مدت دوماه بررسی و تصویب کند. بعد هم که مجلس این کار را نکرد و یک قانون اساسی جدیدی را بوجود آوردند و متأسفانه مدت دوماه را هم رعایت نکردند.
 
و در این مجلس بود که اصل ولایت فقیه به قانون اساسی اضافه شد؟
 
در این مجلس بود که اصل ولایت فقیه به قانون اساسی اضافه شد. چند نفری هم که مخالف بودند، اعتراضشان به جایی نرسید. با توجه به این که مجلس طی مهلتی که شورای انقلاب به آن داده بود، یعنی مدت دوماهه، این طرح را بررسی نکرده بود و نظر نداده بود، دولت مهندس بازرگان طرح انحلال مجلس خبرگان را داد که با اعتراض شدید آقای خمینی روبه‌رو شد. و بعد هم جریاناتی که می‌دانید، یعنی گروگانگیری و این‌ها پیش آمد و غائله‌ی گروگانگیری و جو غوغاسالاری که در جامعه‌ی ایران حکمفرما بود، باعث شد تا آقای بهشتی با اکثریت مجلسی که ۸۰ درصدش را روحانیون  تشکیل می‌دادند، این طرح را تصویب کردند و به همه‌پرسی مردم گذاشتند.
 
در همین طرحی که تصویب شد و به همه‌پرسی گذاشته شد، مجلس خبرگان پیش‌بینی شده بود؟ چون همان طور که شما هم گفتید، قرار بود مجلس مؤسسان باشد و مجلسی که قانون اساسی را تعیین می‌کند! بعد که تمام شد و قانون اساسی به تصویب رسید، این مجلس خبرگان کارش چه بود، آیا در قانون اساسی پیش‌‌بینی شده بود یا نه؟
 
نخیر! آن موقع که آقای خمینی زنده بود و مسأله‌ی رهبری او به هرحال یک موضوع اجماعی بود و کسی تردید نداشت. بعداً که آقای خمینی فوت کرد و می‌خواستند جانشینی برای او تعیین کنند، با نقل قولی که آقای رفسنجانی کرد که گویا آقای خمینی علاقه یا موافقت داشته است که آقای خامنه‌ای، که نه مرجع تقلید بود و نه حتی مجتهد بود، جانشین او شود، این بود که طرح تشکیل مجلس خبرگان رهبری را ریختند برای این که رهبری آقای خامنه‌ای به تصویب این مجلس برسد.
 
 البته شاید این فرض محالی باشد، ولی اگر الان بشود به همان طرح اولیه‌ای که شما نوشته بودید برگشت، شما به عنوان یک حقوقدان فکر می‌کنید این بحران کنونی که الان در ایران بوجود آمده، حداقل از نظر قانون اساسی ممکن است حل شود؟
 
توجه داشته باشید که این طرح یک طرح ایده‌آل نبود، یک طرح تفاهمی بود. یعنی بین خود ما چهار نفر هم که این طرح را تنظیم می‌کردیم، نسبت به خیلی از مسائل اتفاق نظر وجود نداشت و ما هم به این موضوع وقوف کامل داشتیم که داریم برای جمهوری اسلامی قانون اساسی می‌نویسیم که رهبرش هم یک مرجع تقلید است، یعنی آقای خمینی. در آن موقعیت زمانی و در آن شرایط ما سعی کردیم یک قانون اساسی تنظیم کنیم که به هرحال با اصول جمهوریت و دموکراسی موافقت داشته باشد. آیا شرایط و اوضاع و احوال امروز ایران و سی سال بعد، با آن طرح قابل جمع هست یا نیست، درباره‌ی این من نمی‌توانم اظهارنظر قطعی کنم. ولی این که آن طرح ما را به طرف یک جمهوری دموکراتیک، لااقل هدایت کند، بله! می‌تواند مقدمه‌ای باشد برای این که ما واقعاً یک روزی در ایران بتوانیم حکومتی که به رأی آزاد مردم استوار باشد را بوجود آوریم. با این تفکر که آن طرح ایده‌آلی برای من به عنوان یک دموکرات و یک حقوقدان نیست.
 
آقای دکتر لاهیجی شما اشاره کردید که نه اصل ولایت فقیه در این طرح وجود داشت، نه مجلس خبرگان و نه شورای نگهبان به شکل کنونی‌اش با این وظایف و کارکردهایی که دارد. این دقیقاً سه گره‌ای است که الان هم در ایران مورد بحث است، بین حقوقدانان و حتی فعالان سیاسی و اجتماعی. اگر قرار باشد که الان قانون اساسی ایران اصلاح شود، از بین این سه گره، گره‌اصلی از نظر قانونی کدام است؟ کدامیک اگر برداشته شود، آن دو گره دیگر هم باز خواهند شد؟
 
از نظر من مهم‌ترین مانع برای تحقق جمهوریت، حتی یک جمهوری نسبی در ایران، اصل ولایت فقیه است. یعنی شما وقتی در ساختار حکومتی، قوای حاکمیت ملی را دارید که قوه اجرایی، قوه قانونگذاری و قوه قضایی است، ولی بر فراز این‌ها یک شخص یا یک گروه می‌تواند تمام اختیارات آن‌ها را کنترل کند و عملاً آن‌ها را از مأموریت‌شان بازدارد، این برخلاف اصول دموکراسی و برخلاف اصولاً مفهوم جمهوری و جمهوریت است. بنابراین بزرگترین مانع بر سر راه  یک حکومت برخاسته از رأی آزاد اکثریت مردم در ایران، به عقیده‌‌ی من اصل ولایت فقیه است.

+ نوشته شده در  جمعه 1388/09/13ساعت 20:13  توسط بهمن  | 

مادر ندا آقاسلطان با تکذیب ادعای رسانه‌های حامی دولت ایران در باره دریافت پول از کشورهای دیگر به منظور دادن اجازه ساخت فیلمی در باره زندگی دخترش، از برگزاری «نمایش بسیجی‌ها» در مقابل سفارت بریتانیا در باره نحوه کشته شدن ندا به شدت انتقاد کرد.
 
روز چهارشنبه گروهی از «دانشجویان بسیجی» همزمان با برگزاری تظاهراتی در مقابل سفارت بریتانیا در تهران، با اجرای نمایشی به « بازسازی صحنه قتل مشکوک ندا آقاسلطان» پرداختند که بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های حامی دولت داشته است.
 ندا آقا سلطان که به نماد اعتراض‌های مردمی علیه نتایج انتخابات ریاست جمهورى در ایران تبدیل شده است، روز سی‌ام خرداد ماه و در جریان یکى از راهپیمایى‌های معترضان کشته شد.
 تصاویر ویدئویى لحظه جان باختن این دانشجوی ۲۷ ساله به سرعت در اینترنت و تلویزیون‌هاى مهم دنیا پخش شد و بازتاب بسیار گسترده‌ای در جهان داشت.
 مادر ندا آقا سلطان در واکنش به برگزاری مراسم یاد شده در مقابل سفارت بریتانیا گفته است:« خودشان دخترم را کشتند، آنها یکبار که مرا تهدید به سکوت می کردند از زبانشان در رفت که دخترم را نشان کرده بودند، آنها به من گفتند که فیلم تو و دخترت را در راهپیمایی‌های قبلی داریم. این ادعای آنها نشان می دهد که آنها دخترم را نشان کرده بودند و در روز حادثه او را کشتند و حالا مقابل سفارت انگلیس نمایش راه انداخته اند».
 «دانشجویان بسیجی» در مراسم خود در مقابل سفارت بریتانیا همچنین از آرش حجازی به عنوان یکی از شاهدان عینی لحظه کشته شدن ندا آقاسلطان، به عنوان مامور بریتانیا نام برده و خواستار استرداد وی به ایران شده‌ بودند.
 این در حالی است که آقای حجازی، که از نزدیک شاهد تیرخوردن و جان باختن ندا بود، در باره نحوه کشته شدن وی به «رادیو فردا» گفته بود: «در روز شنبه، ۳۰ خرداد ماه، ساعت هفت بعد از ظهر در منطقه‌ای در یکی از خیابان‌های حاشیه کارگر، بعد از تظاهراتی که مردم برگزار کرده بودند و مورد حمله نیروهای شورشی قرار گرفته بودند و داشتند به کوچه‌های فرعی فرار می‌کردند، خانم ندا آقا سلطان که بنده در آن مقطع اسم شان را نمی‌دانستم در فاصله یک متری من ایستاده بود که مورد اصابت گلوله قرار گرفت. من سعی کردم به ایشان کمک کنم. اما متاسفانه موفق نشدم. و ایشان توی دست‌های من فوت کردند».
 وی در باره قاتل ندا هم گفته است: «مردم ایشان را دستگیر کردند. مرد میانسال تنومندی بود. ایشان دائم فریاد می‌زد که من نمی‌خواستم بکشمش. من در آن حالت دخالتی در ماجرا نداشتم و کنار ایستاده بودم و فقط نظاره گر بودم. به هر حال بین مردم دعوا و اختلاف نظر بود که با این فرد چه کنند؟ در نهایت به این نتیجه رسیدند که کارت‌های شناسایی فرد مزبور را بگیرند و رهایش کنند».
 به گفته شاهدان عینی، فردی به نام عباس کارگر جاوید، که گویا از اعضای بسیج بوده است، استفاده از کلت کمری گلوله‌ای به قلب ندا آقاسلطان شلیک کرده و وی را کشته بود.
 مقام‌های جمهوری اسلامی ایران در اظهارنطرهای متعدد خود در باره کشته شدن ندا، تاکنون هیچ اشاره‌ای به نقش احتمالی عباس کارگر جاوید در این ماجرا نکرده‌اند.
 مادر ندا آقاسلطان در بخش دیگری از گفت و گوی خود با سایت اینترنتی جرس با اشاره به حضور خود و همسرش در تظاهرات روز سیزدهم آبان گفته است: « روز ۱۳ آبان به همراه همسرم به قصد شرکت در مراسم این روز به میدان هفت تیر رفتیم. اما همینکه بسیجی‌ها چهره ما را شناختند به شدت ما را مورد ضرب و شتم قرار دادند».
 به گفته خانم آقاسلطان نیروهای بسیجی که نقش مهمی در سرکوب تظاهرات معترضان به نتایج انتخابات در ایران در ماه‌های گذشته ایفا کرده‌اند، وی و همسرش را در این روز به مدت چندین ساعت بازداشت کردند.
 به گزارش سایت اینترنتی جنبش راه سبز، جرس، مادر ندا آقا سلطان در واکنش به ادعای برخی از رسانه‌های حامی دولت مبنی بر دریافت پول از شبکه خبری سی‌ان‌ان توسط وی به منظور دادن مجوز ساخت فیلمی در باره زندگی دخترش گفته است: «من اگر داشتم خودم پول می‌دادم که فیلم دخترم را بسازند، چطور ممکن است برای ساختن فیلم دخترم پول خواسته باشم».
 در روزهای گذشته برخی از رسانه‌های طرفدار محمود احمدی‌نژاد در ایران ادعا کرده بودند، «شبکه خبری سی‌ان‌ان در تماسی که با خانواده ندا آقاسلطان برقرار کرده از آنان خواسته با این شبکه برای ساخت مستندی درباره زندگی دخترشان همکاری کنند. بر همین اساس، این شبکه خبری در نخستین گام برای نشان دادن حسن‌نیت خود به خانواده آقاسلطان به آنان پیشنهاد داده با دریافت ۱۵۰ هزار دلار عکس‌ها، خاطرات و فیلم‌های مختلف مربوط به مرحومه ندا آقاسلطان را در اختیار سی‌ان‌ان قرار دهند».
 مادر ندا آقاسلطان در تشریح چگونگی کشته شدن دخترش گفته است: « من به همراه دخترم در تجمعات اعتراضی شرکت می کردیم. روز به شهادت رسیدن فرزندم به ندا گفتم امروز نیروهای نظامی حکم تیر گرفته اند، بیرون نرو. ولی دخترم اعتراض کرد و گفت: مادر! اگر من نروم، تو نروی، دیگران هم نروند، پس چه کسی باید این اعتراض را فریاد بزند. او به همراه استادش به تظاهرات رفت و کشته شد».
 این در حالی است که برخی مقام‌های جمهوری اسلامی ایران با «مشکوک» قلمداد کردن کشته شدن این دانشجوی جوان، آمریکایی‌ها و بریتانیایی‌ها را متهم به دست داشتن در این حادثه کرده‌اند.

+ نوشته شده در  جمعه 1388/09/13ساعت 17:7  توسط بهمن  | 

کلیه راههایی که در مورد مقابله با فیلترینگ در این وبلاگ منتشر شده را به صورت یک جا در ادامه مطلب مشاهده کنید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/09ساعت 15:1  توسط بهمن  | 

جنبش سبز دانشجویی که زنجیره سبزدانشجویان درتمام دانشگاه های آزاد و دولتی سراسرکشوراست، در روز شانزده آذر امسال (روزدانشجو)  بعد از ظهر دعوت به برگزاری مراسم هم زمان می نماید.

 به گزارش خبرنگار رویداد "ستاد هماهنگی جنبش دانشجویی" اعلام نمود: "مراسم سخنرانی شخصیت های سیاسی در هر دانشگاه بزودی اعلام می شود. درصورت عدم امکان دعوت سخنران، دانشجویان سبز هردانشگاه با ابتکارخود مراسم را برگزار می کنند."
 در ادامه این بیانیه آمده است: "ازتمام مردم درهمه شهرها دعوت می شود که با پیوستن به فرزندان دانشجوی خود درمراسم امسال دردانشگاه ها، آنان را تنها نگذارند ودرصورتی که کودتاچیان از ورود آنان به محوطه دانشگاه ها ممانعت به عمل آوردند با تجمع اتومبیل دراطراف دانشگاه ها وایجاد ترافیک، تردد سرکوب گران را با اشکال مواجه سازند وبه این ترتیب دانشجویان را یاری دهند".
 ستاد هماهنگی جنبش سبز دانشجویی با تاکید بر نفی هرگونه خشونت در اعتراضات مردمی اعلام نمود: "مراقبت ازانضباط مبارزات بی خشونت مجددا مورد تاکید قرارمی گیرد و دانشجویان مراقب هستند که به دام حکومت برای خشونت ورزی نیفتند. اما اگرمزدوران بخواهند به صحن دانشگاه وارد شده و حمله کنند، سد کردن راه آنان و یا بررسی راه های گریز و پخش شدن درسطح شهر از واجبات است.
 اصل براین است که با حفظ انضباط مبارزات بی خشونت درشانزده آذرامسال کتک خورده و یا دستگیری نداشته باشیم. بررسی راه های بیرون رفتن ازدانشگاه و برگزاری تظاهرات پراکنده و سریع در مراکز شهری متعدد، توسط دانشجویان سبز هردانشگاه به عمل می آید."
 در ادامه بیانیه ستاد هماهنگی آمده است: "جنبش سبز دانشجویی ازتمام دانش آموزان مدارس کشور نیزدعوت می نماید که با سردادن شعارهای جنبش سبزدرروزدانشجو، درمدارس و یا هنگام خروج ازآن ها همبستگی خود را با دانشجویان اعلام نمایند.

"اتحاد، مبارزه، پیروزی"(شعاردیرینه جنبش دانشجویی)، "برادرسپاهی چرا برادرکشی" و" ارتشی وسپاهی دولشکرالهی    یاورملت ما درجنگ با تباهی" به اضافه سایرشعارها، پیشنهاد جنبش سبزدانشجویی برای مراسم امسال است."
 در پایان این بیانیه تایید شده است: "امسال دانشجویان غیرازبرگزاری مراسم درسطح کشور و دعوت ازاقشارگوناگون ملت به خصوص دانش آموزان برای پیوستن به آنان، اولین گام را نیزدردعوت ازنیروهای مسلح برای پیوستن به ملت برمی دارند. این امریکی ازمقدمات شرکت عموم مردم درمراسم سراسری محرم امسال خواهد بود."
 

اتحاد- مبارزه - پیروزی
جنبش سبزدانشجویی
هفتم آذرهشتاد وهشت

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/09ساعت 13:14  توسط بهمن  | 

تمامي كساني كه به دست مأموران كتك خورده اند حتي اگر‏ ‏خراشي به بدن آنها وارد شده باشد را داراي ديه دانسته و فرمودند: زدن مردم به چه مجوزي ؟! آيا هر‏ ‏كس مرا قبول ندارد بايد كتك بخورد؟!

 
 
‏بسمه تعالي
 
 
‏‏آيت الله العظمي منتظري با اشاره به حوادث پس از انتخابات و برخوردهاي تند و خشن توسط‏ ‏نيروهاي انتظامي و برخي از نيروهاي بسيج :
‏ ‏"بدبختي اين است كه براي دنياي ديگران به جهنم برويم ."
 

‏ ‏همزمان با عيد سعيد قربان آيت الله العظمي منتظري طي سخنان كوتاهي در جمع علاقه منداني كه براي‏ ‏ديدار با معظم له گرد آمده بودند ضمن اشاره به فرمان الهي به حضرت ابراهيم براي ذبح حضرت‏ ‏اسماعيل ، عيد قربان را فرصتي براي قرباني كردن "نفس شيطاني " توصيف نمودند; و نفس انسان را با‏ ‏توجه به آيات قرآن داراي چهار مرتبه دانستند:
 

‏ ‏مرتبه اول نفس اماره است كه فرمانده كل قوا نفس انسان است كه به بدي ها و شرور انسان را‏ ‏وسوسه مي‎كند. در مرتبه دوم نفس لوامه است كه در قبال گناهان انسان بي تفاوت نيست و پس از‏ ‏انجام گناه انسان را ملامت مي‎كند.
 

‏ ‏معظم له در توضيح اين مرتبه نفس ، ضمن اشاره به حوادث خشونت بار پس از انتخابات و‏ ‏برخوردهاي خشن نيروهاي امنيتي و نظامي با مردم كه گاه برخي نيروهاي بسيج هم در آن شركت‏ ‏داشته اند، اين اعمال خشونت آميز با معترضين را خلاف شرع و قانون دانسته و ضمن طرح‏ ‏پرسش هايي خطاب به كساني كه مردم را مورد ضرب و جرح قرار دادند، فلسفه تشكيل بسيج را‏ ‏بسيج در راه خدا دانستند نه بسيج در راه شيطان. و تمامي كساني كه به دست مأموران كتك خورده اند حتي اگر‏ ‏خراشي به بدن آنها وارد شده باشد را داراي ديه دانسته و فرمودند: زدن مردم به چه مجوزي ؟! آيا هر‏ ‏كس مرا قبول ندارد بايد كتك بخورد؟!
 
 
حضرت امير(ع ) با اين که معصوم بودند در خطبه 216 نهج البلاغه به مردم خطاب‏ ‏كرده و مي‎فرمايد: شما خود را باز نداريد از گفتار حق و مشورت عادلانه ، من ذاتا فوق خطا نيستم‏ ‏مگر اين كه خدا مرا كفايت كند. حتي حضرت علي (ع ) با اين عظمت خود را ذاتا فوق خطا نمي داند.‏ ‏چرا مردم را كتك مي‎زنيد چون حرفتان را قبول ندارند؟
 

‏ ‏ايشان تمامي اعمال خشونت بار را گناه و تضييع حق مردم دانسته‏ ‏و فرمودند: ضاربان علاوه بر اين که خلاف شرع انجام داده اند بايد ديه هم بپردازند.
 

‏ ‏همچنين ايشان ضمن اشاره به اين كه برخي ها مردم را كتك‏ ‏زده اند براي اين كه به آنها يك احسنت بگويند فرمودند: نفس‏ ‏لوامه انسان را ملامت مي‎كند كه چرا براي دنياي ديگران جهنم‏ ‏مي‎رويم ؟ آيا اين بدبختي نيست كه انسان براي دنياي ديگران به‏ ‏جهنم برود؟
 

‏ ‏در ادامه معظم له مرتبه سوم را نفس ملهمه برشمرده كه دائم حق‏ ‏و باطل را به او اعلام و القاء مي‎كند. و مرتبه چهارم ، نفس مطمئنه‏ ‏است چنانچه آيه قرآن مي‎فرمايد: (يا ايتها النفس المطمئنة ارجعي‏ ‏الي ربك راضية مرضيه ...) كه فرد از اطمينان قلب بالايي در برابر‏ ‏حوادث و ناملايمات برخوردار است . مانند امام حسين (ع ) كه با‏ ‏آن همه مصيبت و كشته شدن اصحاب و ياران و اولادش ، ولي‏ ‏دلش محكم و استوار بود. و واقعا قرباني واقعي را امام حسين (ع )‏ ‏در روز عاشورا كرد.
 

‏ ‏در پايان معظم له براي رفع گرفتاري ها، آزادي زندانيان در بند و‏ ‏استجابت دعاها دعا نمودند.
‏ ‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .
 

‏دفتر آيت الله العظمي منتظري ‏
‏‏1388/9/7

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/08ساعت 13:10  توسط بهمن  | 

تغییر علوم انسانی در دانشگاه ها که پس از تاکید شهریور ماه آیت الله خامنه ای در دستور کار شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار گرفته بود به غلامعلی حدادعادل سپرده شد.
 

شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسه  موضوع انتخاب"ریاست شورای تخصصی تحول و ارتقاء علوم انسانی شورای عالی انقلاب فرهنگی" را مورد بررسی قرار داد و انگونه که خبرگزاری مهر گزارش داده غلامعلی حداد عادل را به عنوان رئیس شورای تخصصی تحول و ارتقاء علوم انسانی انتخاب کرد.
 

این شورا اعلام کرد که" با هدف ایجاد تحول در علوم انسانی و طراحی، سازماندهی، ‌برنامه ‌ریزی، مدیریت و هدایت تحول علوم انسانی در دانشگاهها بنا به پیشنهاد کمیسیون تحول علوم انسانی دبیرخانه شورای عالی آیین نامه تشکیل شورای تخصصی تحول و ارتقا علوم انسانی" را نیز تصویب کرده است

+ نوشته شده در  شنبه 1388/09/07ساعت 13:18  توسط بهمن  | 

مهدی کروبی، از نامزدهای معترض انتخابات ریاست‌جمهوری ایران در مصاحبه‌ای اختصاصی با برنامه نوفا در شبکه دو تلویزیون هلند در مورد رخدادهای پس از انتخابات ریاست‌جمهوری صحبت کرد.
 وی در مورد سرکوب‌های پس از انتخابات گفت:
«اولاً فکر نمی‌کردم برخورد بشود. دوماً برخوردی به این وسعت، وحشیگری و خشونت.»
 وی افزود: «این که به شدت زن‌ها را می زدند، پیرها را می‌زدند و به راحتی می‌زدند برایم تازگی داشت. ما در زمان شاه زیاد فعالیت کرده‌بودیم، آن زمان به این راحتی نمی‌زدند. زمان شاه خبیث تنها سعی می‌کردند مردم را در تظاهرات به قول معروف کیش کنند.»مهدی کروبی در پاسخ به پرسش مصاحبه‌کننده درباره احتمال دستگیری خود می‌گوید:
«هیچ موضوعی را نمی‌شود بگوییم که امکان‌پدیر نیست.»
 شبکه نوفای هلند در این مصاحبه نام مصاحبه‌گر را به خاطر مسائل امنیتی ذکر نکرد و بدون نشان دادن تصویر شخص مصاحبه‌کننده صدای او را نیز تغییر داده‌است.
 دبیرکل حزب اعتماد ملی در بخشی دیگر از این مصاحبه به انتقاد از محمود احمدی‌نژاد می‌پردازد و می‌گوید:
«اشکال جدی احمدی‌نژاد دشمن‌تراشی‌ها و بسیج کردن کشورها علیه ماست.»
 به گفته برنامه‌سازان نوفا، مهدی کروبی از زمان آغاز اعتراضات خانه‌نشین شده‌است. مهدی کروبی در آغاز این مصاحبه می‌گوید: «دست ما خیلی بسته است.»
 رئیس پیشین مجلس شورای اسلامی در مورد حمله حامیان محمود احمدی‌نژاد به وی در تاریخ یکم آبان امسال و در جریان بازدید از نمایشگاه مطبوعات در تهران گفت:
«در نمایشگاه مطبوعات حمله کردند، فحاشی کردند، چیز پرت کردند. معلوم است که ناراحت هستم.»
 در نمایشگاه مطبوعات در تهران، حمله لباس شخصی‌هایی که چماق در دست داشتند، باعث به زمبن افتادن عمامه آقای کروبی شد.
 در پی این حمله به دبیر کل حزب اعتماد ملی، همراهانش وی را به بیرون از نمایشگاه هدایت کردند.
 آقای کروبی در بخش پایانی این مصاحبه در مورد رخدادهای پس از انتخابات ابراز ناراحتی بسیار کرد و گفت:
«بخش اعظم این ناراحتی من برای جامعه است چون احساس کردم مردم برای تغییر آمدند و نشد.»
 وی در مورد آینده اعتراضات افزود:
«مردم به نتیجه مطلوب که خواست‌های مشروع قانونی‌شان است طبیعی است که می‌رسند.»
 در جریان رویدادهای پس از انتخابات دهم ریاست‌جمهوری، حزب و روزنامه مهدی کروبی ممنوع اعلام شد و بسیاری از هواداران او بازداشت شدند.
معترضان معتقدند که در این انتخابات «تقلباتی» رخ داده‌است.
 خبرنگار و فیلم‌بردار شبکه نوفای هلند پیش از این به خاطر پوشش دادن اعتراضات خیابانی در تهران، از ایران اخراج شدند.

+ نوشته شده در  جمعه 1388/09/06ساعت 21:28  توسط بهمن  | 

آیت‌الله جوادی ‌آملی از امامت جمعه قم کناره‌گیری کرد.
 
به گزارش خبرگزاری‌های رسمی ایران، این استاد حوزه علمیه، امروز آخرین خطبه نماز جمعه‌اش در شهر قم را قرائت کرد.
 
آیت‌الله جوادی ‌آملی خطاب به نمازگزاران شهر قم گفت: «بنده از ادامه حضور در نماز جمعه و اقامه نماز معذورم و از تمامی نمازگزاران در طول این سال‌ها که نتوانستم به وظیفه خود به خوبی عمل کنم، عذرخواهی می‌کنم».
 
وی با بیان اینکه مردم «صدها مشکل» دارند که امام جمعه باید آنها را بیان کند، ادامه داد: «اگر امام جمعه، این مشکلات را بیان کرد و مشکل مردم رفع شد، نشانه این است که خوب بیان کرده، اما اگر مشکل مردم رفع نشد، امام جمعه نتوانسته‌ است مطلب را خوب بیان کند».
 
امام جمعه قم اضافه کرد: «اگر در اقامه نماز جمعه بنده، این مشکل نیز بوده‌ است، از همگان عذرخواهی می‌کنم».
 
آقای جوادی آملی در تابستان جاری نیز در چند نوبت از اقامه نماز جمعه قم خودداری کرد. مدیرکل روابط عمومی ستاد ائمه جمعه سراسر کشور، دلیل غیبت این استاد حوزه علمیه را سفر به دماوند اعلام کرده بود.
 
پیش از این در تیرماه جاری، آیت‌الله استادی، از دیگر خطیبان جمعه شهر قم نیز با تعطیلی کلاس‌های درس خود از اقامه نماز جمعه قم پرهیز کرده بود.
 
این عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در آخرین نمازجمعه خود، با انتقاد از «مدعیان تندروی حمایت از رهبری»، اعلام کرده بود که به علت ناراحتی از این وضعیت، تا اول محرم از هر گونه سخنرانی، منبر، درس و اقامه نماز جمعه خودداری می‌کند.
 
مقامات رسمی قم، عارضه قلبی و توصیه پزشکان را دلیل حضور نیافتن آیت‌الله استادی در تربیون نماز جمعه قم اعلام کردند.
 
پس از انتقاد سقای بی‌ریا، مشاور محمود احمدی‌نژاد از آیت‌الله استادی، ۱۹استاد سرشناس حوزه علمیه قم، در نامه‌ای سرگشاده از این مدرس اصولگرای حوزه علمیه قم، حمایت کردند.
 
آقای استادی، در خطبه‌های نماز جمعه گفته بود: «نظام ما با پشتیبانی مردم حرکت می‌کند و موفق است. نباید دست به کاری بزنیم که مردم به نظام بدبین شوند».
 
آیت‌الله جوادی آملی، آیت‌الله موسوی زنجانی، آیت‌الله امینی و آیت‌الله سبحانی از جمله امضاکنندگان این نامه بودند.
 
خطیب جمعه تهران: در این آبروریزی‌ها صدمه دیدیم
 
آیت‌الله محمد امامی کاشانی، در خطبه‌های امروز جمعه تهران، با اشاره به ناآرامی‌های پس از انتخابات، گفت: «در این زد و خوردها و آبروریزی‌ها صدمه و خسارت دیدیم».
 
وی با توصیه به خودداری از دادن شعارهایی تند و «منافق» دانستن دیگران، افزود: «وقتی انسان، کشور و انقلاب و نقشه‌های دشمن را بشناسد، آنگاه زبانش را حفظ می‌کند و همین‌جوری شعار نمی‌دهد».
 
آقای امامی‌ کاشانی ادامه داد: «نباید افراد را فاسق بنامیم و یا به دیگران بگوییم چرا پشت سر فلانی نماز خواندید و به این خاطر، نمازت باطل است».
 
آیت‌الله خامنه‌ای چهارشنبه جاری، در جمع بسیجیان گفته بود: «نمی‌شود هر فردی را به دلیل یک خطا منافق نامید و همچنین نمی‌توان هر فردی را بدلیل اختلاف نظر و دیدگاه، ضدولایت فقیه خواند».
 
خطیب جمعه تهران ادامه داد: «عاقل کسی است که آشنا با زمان باشد و کشور، دنیا، روسای قوا و رئیس مجمع تشخیص مصلحت را بشناسد».
 
در ماه‌های اخیر، برخی هواداران محمود احمدی‌نژاد، اتهاماتی را علیه اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت و برخی اعضای خانواده‌اش مطرح کرده‌اند.

+ نوشته شده در  جمعه 1388/09/06ساعت 20:23  توسط بهمن  | 

صدها تن از دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی با امضای طوماری اعتراض خود را به فضای امنیتی دانشگاه ها، بازداشت و احضار دانشجویان به کمیته انضباطی و صدور احکام سنگین برای آن ها اعتراض کردند.
 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر متن این طومار از این قرار است:
 

"متاسفانه در هفته های اخیر اهد دستگیری و بازداشت دانشجویان و احضار و صدور پی در پی احکام کمیته انضباطی در این دانشگاه بوده ایم. هم اکنون بیم آن داریم که چنانچه بیش از این سکوت کنیم دیگر نتوان دانشجویی آزاد یا بدون حکم انضباطی یافت.
 

ما دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه اعترا خود را نسبت به این موارد ناشایست اعلام می کنیم و بدین وسیله خواستاذ روشن شدن دلیل و محل بازداشت دانشجویان دربند، آزادی هرچه سریعتر آن ها و نیز لغو احکام کمیته انضباطی در خصوص دانشجویان معترض هستیم."
 

لازم به ذکر است در روزهای اخیر کمیته انضباطی دانشگاه علامه در ادامه عملکرد سرکوبگرانه خود بیش از 10 نفر از دانشجویان دانشکده عوم اجتماعی را احضار کرده و شنیده ها حاکیازصدور احکام سنگین انضباطی برای آن هاست. همچنین در آستانه روز دانشجو، مرتضی اسدی از فعالان دانشجویی این دانشکده نیز در زندان به سر می برد و اطلاعی از وضعیت وی در دسرس نیست.
 

گفتنی است حراست دانشکده به سرعت اقدام به جمع آوری این طومار از سطح دانشکده و جلوگیری از جمع آوری امضا برای آن کرده است. با وجود فشارها و تذکرهای حراست جمع آوری امضابرای این طومار کماکان ادامه دارد.

+ نوشته شده در  جمعه 1388/09/06ساعت 16:26  توسط بهمن  | 

 
تشکل راه سبز دانشگاه علم و فرهنگ با صدور بیانیه ای اعلام موجودیت کرد.
 
به گزارش خبرنامه امیرکبیر متن این بیانیه به شرح زیر است:
 
قصه نیستم که بگویی
 
نغمه نیستم که بخوانی
 
صدا نیستم که بشنوی
 
یا چیزی چنان که ببینی
 
یا چیزی چنان که بدانی...
 
من دردِ مشترکم
 
مرا فریاد کن
 
خرداد ماه 1388 فصلی دیگر از تاریخ ایران زمین رقم خورد.ملت ایران که با امید تغییر و برون رفت از شرایط نامطلوب سیاسی، اجتماعی و اقتصادی چهار ساله ی دولت نهم به پای صندوق های رای رفته بود با کودتایی انتخاباتی مواجه شد و انتخابات که بنا بود تجلی اراده ملت باشد به ابزاری برای سرکوب خواست آنان بدل شد. از تظاهرات قانونی مردم ممانعت به عمل آمد و پی در پی شاهد بازداشت های غیرقانونی، نقض آشکار حقوق بشر و پایمال شدن کرامت انسانی بودیم. افسوس که نیمه جان مطبوعات مستقل را هم تاب نیاوردند و هر روز بر دروغ پراکنی های خود در«رسانه های حکومتی» افزودند. باری پنج ماه است که حاکمیت در دفتر تاریخ خود "ننگ" ثبت می کند.
 
امروز از سویی حاکمیت با بحران مشروعیت داخلی روبروست و در عرصه بین المللی، با فشار های سیاسی و اقتصادی. از سوی دیگر، مردم زیر فشارهای همه جانبه سیاست های حاکمیت، به سختی روزگار می گذرانند. فشارهای وارده، باعث تضعیف بیش از پیش حکومت گشته و اعمال نابخردانه حاکمان، بستر شکل گیری تحرکات اعتراضی را فراهم آورده است.
 
از محافل کوچک و چند نفره گرفته تا اجتماعات گسترده، هر یک به شیوه ای، خواسته های خود را بیان می کنند و جنبش آزادی خواهی سبز مردم ایران، چنان جوانه زده و همگانی گشته که اکنون به هر نقطه از ایران که بنگری، این رویش سبز را مشاهده میکنی. اعتراضات در سطح دانشگاه ها نیز روند رو به رشدی را طی می کند.تجمعات متعدد در بسیاری از دانشگاه های سراسری و آزاد خود گواه این مدعاست. در چنین شرایطی نقش جنبش های اجتماعی در تعمیق مبارزات مسالمت آمیز مردم اهمیتی بیش از پیش می یابد. ما نیز همگام و همراه با جنبش دانشجویی که همواره نقشی اساسی در مبارزات آزادی خواهانه مردم ایران داشته است، سکوت و انفعال را شایسته ندانسته ولزوم کنش دانشجویی را بیش از پیش احساس می کنیم. بر این اساس و با تکیه بر اتحاد حداکثری،بر پایه مطالبات حداقلی، ضمن احترام به هویت جمعی و فردی همه ی فعالین، حضور خود را با عنوان «تشکل راه سبز دانشگاه علم و فرهنگ » اعلام می داریم.
 
«تشکل راه سبز»دانشگاه علم و فرهنگ تهران، یکی از هزاران ندای مردم ایران است که درراستای اتحاد و آگاهی دانشجویان،نسبت به اطلاع رسانی در فضای دانشگاه اقدام می نماید. همچنین بدیهی است با توجه به صراحت اصل 27 قانون اساسی مبنی بر آزاد بودن تجمعات بدون حمل سلاح،دانشجویان برگزاری تجمع و تحصن در فضای دانشگاهرا حق خود می دانند و درصورت لزوم،از این حق استفاده خواهند نمود.
 
بنای ظلم ویران باد
 
«تشکل راه سبز دانشگاه علم و فرهنگ»
 
2آذر1388
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/09/05ساعت 22:21  توسط بهمن  | 

روز گذشته و درپی درگذشت آیت‌الله قاضی، نماینده امام (ره) در استان لرستان، آقای مهدی کروبی، به شهر قم سفر کرده‌بود.

 آقای کروبی در این سفر ضمن بازدید و دل‌جویی از بازماندگان آن مرحوم، با آیت‌الله محفوظی هم دیدار جداگانه‌ای داشت. در این‌دیدار، آقای کروبی و آیت‌الله محفوظی درباره حوادث پس‌از انتخابات و مشکلات اقتصادی که مردم با آن‌ها دست‌به گریبان هستند، بحث و تبادل‌نظر نمودند.

آقای کروبی پس‌از این دیدارها، به‌محل اقامت خود در شهر قم بازگشتند. درطول این‌سفر نیروهای امنیتی و انتظامی شهر قم، همکاری خوبی با تیم همراه و محافظان آقای کروبی داشتند. اما در ساعت یک بامداد، بیش‌از ۶۰ نفر موتورسوار، تحت لوای نیروهای بسیجی که متاسفانه به قدرت‌های نامرئی متکی و مواجب خود را از آن قدرت‌ها تامین می‌نمایند، جلوی درب محل اقامت آقای کروبی تجمع کردند.
 
به‌گزارش خبرنگار تغییر، تجمع‌کنندگان، تا پاسی از شب گذشته، به فحاشی و سردادن شعارهایی نظیر مرگ‌بر منافق، مرگ‌بر ضدولایت فقیه، به دفاع از ولایت فقیه پرداختند. این حرکات موجب ترس و وحشت مردم عادی و همسایگان شده‌بود. اما سرانجام به‌دلیل سوز و سرمای زیاد و با دخالت نیروهای انتظامی و امنیتی، تجمع‌کنندگان، مجبور به ترک محل شدند.
 
این حرکات درحالی انجام می‌شود که در سی‌امین سالگرد تاسیس بسیج، باید به مسئولان این سازمان یادآور شد که آیا هدف از تاسیس بسیج، دفاع از امنیت و آسایش مردم بود یا این‌گونه عربده‌کشی‌ها و ترساندن مردم بی‌گناه در نیمه‌های شب، درقبال اخذ پول و امکانات دولتی و ملی که متعلق به همه مردم است؟ و آیا این حرکات، با ابتدایی‌ترین مسایل شرعی و حقوقی شهرنشینی هم‌خوانی دارد؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/09/05ساعت 13:15  توسط بهمن  | 

آقای زاکانی می گوید: نظر سنجی وزارتخانه های کشور و اطلاعات نشان می داد انتخابات به دور دوم کشیده می شود.
 
علیرضا زاکانی نماینده تهران در مجلس گفته که یک روز پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ایران، نظرسنجی وزارت کشور و وزارت اطلاعات ایران نشان می داد که انتخابات به دور دوم کشیده می شود.
 
آقای زاکانی این سخنان را در جمع دانشجویان دانشگاه امام صادق که دانشگاهی تحت کنترل محافظه کاران است و آیت الله محمدرضا مهدوی کنی ریاست آن را بر عهده دارد، بیان کرده و خبرگزاری نیمه رسمی فارس آن را منتشر کرده است.
 
به گفته آقای زاکانی، "درست در روز پنج شنبه 21 خرداد دو نظر سنجی از سوی وزارت کشور و وزارت اطلاعات که دو نهاد وابسته به دولت بودند، منتشر شد که نشان می داد انتخابات به دور دوم کشیده می شود."
 
این نماینده مجلس می گوید که "شورای امنیت ملی هم بر اساس جمع بندی تمام این نظرسنجی ها اعلام کرد که انتخابات به دور دوم کشیده خواهد شد."

 
از نظر این نماینده مجلس، همین نظرسنجی ها "بهانه تقلب" را فراهم کرد و بعد از انتخابات مشخص شد "در درون وزارت اطلاعات نیز جریاناتی بودند که سرخط هایی برای هدایت آشوب های بعد از انتخابات می دادند."
 
بعد از انتخابات جنجال برانگیز ریاست جمهوری که ابعاد آن هنوز ادامه دارد، محمود احمدی نژاد روز چهارم مرداد در حالی که تنها چند روز به پایان کار دولت باقی مانده بود، غلامحسین محسنی اژه ای وزیر اطلاعات را برکنار کرد و تلویحا این برکناری را با ناآرامی های پس از انتخابات مرتبط دانست.
 
آقای احمدی نژاد گفته بود که "اگر وزارت اطلاعات ماموریتش را درست انجام می داد این آسیب ها را در سطح خیابان نداشتیم، یک تعدادی از مردم از دست رفتند."
 
با این حال او از انتقاد مستقیم از آقای اژه ای خودداری کرد و گفت: "البته مقصر آقای محسنی نیست اما باید آنجا تغییرات اساسی اتفاق می افتاد."
 
برکناری آقای محسنی اژه ای در بحبوحه ناآرامی های پس از انتخابات بسیاری از ناظران و حتی محافظه کاران حامی احمدی نژاد را شگفت زده کرد و انتقاداتی را در پی داشت.
 
همچنین گفته شد که آقای احمدی نژاد نه تنها وزیر، بلکه شمار دیگری از مدیران ارشد و قدیمی این وزارتخانه را برکنار کرده است که به "پاکسازی"در وزارت اطلاعات تشبیه شد.
 
گفتگو با هاشمی رفسنجانی
 
آقای زاکانی که عضو کمیته شش نفره مجلس در زمینه انتخابات ریاست جمهوری بوده، شرحی از دیدارهای خود با میرحسین موسوی، مهدی کروبی، محسن رضایی و اکبر هاشمی رفسنجانی ارائه می دهد.
 
به گفته این نماینده اصولگرای مجلس، همه وقایع بعد از انتخابات ریاست جمهوری از قبل پیش بینی شده بود.
 
این نماینده مجلس از دیدار گروه شش نفره مجلس با آقای هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در روزهای بعد از انتخابات می گوید و به گفته او، آقای هاشمی رفسنجانی گفته که "فردای انتخابات (محمد) خاتمی، (میرحسین) موسوی، سید حسن خمینی به من زنگ زده و ظهر همانروز به دفترم آمدند."
 
این نماینده مجلس به نقل از آقای هاشمی رفسنجانی گفته:"موسوی جز به ابطال انتخابات قانع نیست و البته موارد دیگری را هم خواهان شده تا از اعتراض دست بردارد."
 
آنطور که این نماینده مجلس نقل کرده آقای رفسنجانی همان وقت بر "یک شورای حکمیت" غیر از شورای نگهبان تاکید داشته است.
 
آقای هاشمی رفسنجانی دو روز پیش از انتخابات نامه ای به آیت الله علی خامنه ای رهبر ایران نوشت و در آن نسبت به آنچه "اظهارات عاری از حقیقت و غیرمسئولانه" محمود احمدی نژاد در جریان مناظره تلویزیونی با میرحسین موسوی خوانده بود، تلویحا از سکوت آقای خامنه ای در این ماجرا گلایه کرد.
 
آقای رفسنجانی از آقای خامنه ای خواسته بود که "برای حل این مشکل و برای رفع فتنه‌های خطرناک و خاموش کردن آتشی که هم اکنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه که صلاح می‌دانید اقدام موثری بنمایید و مانع شعله‌ورتر شدن این آتش در جریان انتخابات و پس از آن شوید."
 
آقای زاکانی اکنون از قول رئیس مجمع تشخیص مصلحت در باره آن نامه "آتشین" می گوید که "من ابتدا نامه را به آقا (آیت الله خامنه ای) دادم اما چون ایشان جواب ندادند، بعد از دو ساعت آن را رسانه ای کردم."
 
بعد از انتخابات تا مدتی خبری از آقای هاشمی رفسنجانی نبود تا آنکه بعد از یک ماه و اندی از زمان برگزاری انتخابات در روز 26 تیر در نماز جمعه تهران پیشنهاداتی برای خروج از بحران مطرح کرد که با مخالفت اصولگرایان و حامیان دولت همراه شد.
 
آقای زاکانی می گوید که در دیداری که در همان چند روز اوج وقایع بعد از انتخابات انجام شده، آقای رفسنجانی گفته است:"شرایط جامعه سخت شده است و اکنون دانشجویان به جای روحانیت به گروه های مرجع تبدیل شده اند. این 3.5 میلیون نفری که به خیابان آمدند، به خانه هایشان بر نمی گردند و بهتر است خودمان به خواسته های آنها عمل کنیم."
 
در جریان اعتراضات گسترده بعد از انتخابات، تعدادی کشته و مجروح و تعدادی از فعالان سیاسی نیز دستگیر و زندانی شدند.
 
باوجود برخورد های تند حکومت با معترضان، هنوز در اکثر تجمعات دولتی، گروههایی از معترضان حضور می یابند.
 
به گفته آقای زاکانی"یک روز شاهد بودیم که چندصد هزار نفر به خیابان آمدند اما نظام با آنها مدارا کرد و خشونت های آن روز نیز از درون همان جریان آغاز شد اما در ادامه که روشنگری در دستور کار نظام جمهوری اسلامی قرار گرفت کار به جایی رسید که در 13 آبان نهایتا جمعیت آنها به شش تا هفت هزار نفر تقلیل یافت."
 
این نماینده مجلس از این استدلال خود نتیجه گرفته که "نظام جمهوری اسلامی در بخش امنیتی و مهار موفق بوده اما در بخش تبلیغی باید اذعان کنیم که چندان موفق نبودیم و صدا و سیمایی که از یک صندوق 800 تایی آن، 750 رای موسوی خارج می شود، در این زمان ضعیف عمل کرده است."
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/02ساعت 20:36  توسط بهمن  | 

علي کردان وزير اسبق کشور یکشنبه شب در بیمارستان مسیح دانشوری تهران در گذشت.

 بیمارستان مسیح  دانشوری علت درگذشت کردان را نارسایی های ريوي ،کليوي ، کبدی و سرانجام مغزی و همچنين ابتلا به آنفلوآنزاي نوع A  اعلام کرده است.

علي کردان متولد 1337 هجري شمسي در يکي از روستاهاي شهرستان ساري است. 

وی معاونت اداري و مالي سازمان صدا و سيما، معاونت امور مجلس و استان هاي صداو سيما ، استادی رشته حقوق در دانشگاه آزاد اسلامی ، معاونت وزير کار و امور اجتماعي ، ریاست سازمان آموزش فني و حرفه‌اي کشور، قائم مقامی وزارت نفت ، وزارت کشور  و سپس همکاری نزدیک با رییس جمهور در اداره ی نهاد ریاست جمهوری را در کارنامه ی فعالیت های اجتماعی خود داشت.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/02ساعت 18:1  توسط بهمن  | 

اين دستور توقيف به دليل درج يک آگهی گردشگری است که در تصوير مندرج آگهی ياد شده عکس يکی از مراکز مربوط به فرقه بهائيت به چاپ رسيده است.

روزنامه همشهری با اعلام هيات نظارت بر مطبوعات از امروز به مدت يک هفته توقيف شد.
 
به گزارش خبرنگار ايلنا، اين دستور توقيف به دليل درج يک آگهی گردشگری است که در تصوير مندرج آگهی ياد شده عکس يکی از مراکز مربوط به فرقه بهائيت به چاپ رسيده است.

مديرمسوول روزنامه همشهری در تلاش است تا حکم ياد شده را از امروز به آخر هفته انتقال دهد.
 
روزنامه خبر تعطیل شد
 
مسئولان روزنامه «خبر» از تعطیلی موقت این روزنامه خبر داده‌اند.
 
روزنامه خبر از رسانه‌های نزدیک به علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی به‌شمار می‌رفت.
 
مسئولان این روزنامه، اشاره‌ روشنی به علت تعطیلی موقت این نشریه نکرده‌اند و تنها به ذکر این نکته که قصد دارند فعالیت رسانه‌ای خود را در قالب وب‌سایت «خبرآنلاین» ادامه دهند، اکتفا کرده‌اند.
 
روزنامه خبر به گفته این مسئولان، «خلاصه رسانه‌ای بزرگ‌تر و فعال‌تری» به اسم وب‌سایت «خبرآنلاین» بود.
 
خبرگزاری ایلنا امروز دوشنبه به نقل از یک مقام آگاه در روزنامه خبر گزارش کرده که این روزنامه، به علت فشار‌های محافظه‌کاران نزدیک به دولت محمود احمدی‌نژاد از انتشار بازمانده است.
 
روزنامه خبر، اگرچه روزنامه‌ای نزدیک به محافظه‌کاران بود، اما از معدود رسانه‌های منتقد دولت محمود احمدی‌نژاد به شمار می‌رفت.
 
در ایران پس از برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، فشار‌ها بر رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران افزایش یافته است.
 
اعتماد ملی، کلمه سبز، تحلیل روز، صدای عدالت و آرمان از جمله روزنامه‌های توقیف شده در این مدت هستند.
 
سازمان گزارشگران بدون مرز نیز اعلام کرده که در ایران ده‌ها روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نویس در این مدت بازداشت شده و بیش از ۷۰ روزنامه‌نگار نیز مجبور به ترک ایران شده‌اند.
 
براساس گزارش همین سازمان، ایران در زمینه آزادی بیان و مطبوعات در بین ۱۷۵ کشور جهان در رده ۱۷۲ قرار دارد.
 
سازمان گزارشگران بدون مرز با انتقاد از وضعیت موجود، خواستار پایان دادن به اعمال محدودیت‌ها علیه رسانه‌ها در ایران شده است.
 
از ایران به عنوان بزرگترین زندان روزنامه‌نگاران در جهان نام برده می‌شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/02ساعت 17:48  توسط بهمن  | 

دفتر تحکیم وحدت، اتحادیه انجمن های اسلامی دانشگاه‌های ایران به مناسبت آغاز ماه آذر ماه مبارزات جنبش دانشجویی ایران بیانیه ای صادر کرد.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، دفتر تحکیم وحدت در بیانیه خود ضمن هشدار نسبت به گسترش سرکوب و اختناق، به حاکمیت گوشزد کرده است که از تاریخ درس بگیرد. در این بیانیه همچنین آمده است که ”نظام فعلی با رفتار خود می خواهد قانون شکنی، دروغ گویی و انحطاط اخلاقی را در سطح عموم به امری طبیعی تبدیل کند.”
 

دفتر تحکیم وحدت ضمن اشاره به روند گسترش بازداشت و صدور احکام مختلف برای دانشجویان و ضمن اشاره به دانشجویان و فعالین سیاسی و اجتماعی دربند خواستار آزادی بی قید شرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی شده است. متن این بیانیه به شرح زیر است:
 

ملت شریف ایران:
 

در طی چند ماه گذشته حاکمیت انحصار طلب اخرین تلاش ها را برای یک دست کردن قدرت از یک سو و نیز تمهیدات لازم برای جلو گیری از اعتراضات احتمالی دانشجویی در سالگردشهادت سه اذر اهورایی توسط دولت کودتا در اذر 1332 را انجام می دهد.
 

بازداشت گسترده دانشجویان و نیز احکام سنگین دادگاه های انقلاب که بی شباهت به دادگاه های تفتیش عقاید در قرون وسطی نیست در شرایطی به صورت عجولانه و پر شتاب صورت می گیرد که سازمان امنیتی و نظامی حاکم ناتوانی خود را در کنترل شرایط بحرانی نشان داده است و از پیدا کردن پاسخی در برابر پرسش های عمومی و اقناع افکار عمومی در استحکام مشروعیت خود در مانده است.
 

به هرروی دولتی که اراده عمومی و جنبش فراگیر را به انقلاب رنگی و بیگانگان نسبت می دهد خود در باتلاق سر سپردگی به چین و روسیه و نیز بی اصالتی در برابر غرب متهم است و نتوانسته است افکار عمومی را در برابر  ماجراجویی های مدیریت جهانی خود اقناع کند.
 

هموطنان عزیز:
 

تاریخ ایران سرشار از مستبدینی است که خون فرزندان این سرزمین را به تاراج برده اند و جز زمین سوخته برای نسل های بعد ارمغانی نداشته اند.
 

از انهایی که مجلس ملی را به توپ بسته اند و آزادی خواهان را به دار کشیده اند تا حکومتی که به نام جمهوری بار دیگر سلطنت را بر این کشور تحمیل کرده و دستاورد فرهنگی انها برای کشور تنها دیکتاتوری کشف حجاب بوده و نیز در نزدیک تر حکومتی که دولت ملی را با کودتا روبرو کرده اند همگی در یک زمره قرار دارند.
 

انقلاب رهایی بخش ملت ایران که در سایه سه شعار ازادی ،عدالت و استقلال به وقوع پیوست پس ازگذشت سه دهه از شعار پر طمطراق "میزان رای ملت" دچار بحران مشروعیت گردیده است و چاره کار راجز در این نمی بیند تا تنها با کمک میراث به جای مانده از دیکتاتوری های ماقبل انقلاب سرکوب گسترده را عایده ملتمان نماید.
 

جریان سیاسی –نظامی حاکم آتشی را افروخته که دود ان در چشم تمام هم میهنانمان رفته است. و کار به جایی رسیده است که تنها بی حیثیتی و بی اعتمادی نسبت به ایران و ایرانی در تمام دنیا به وجود آید.
 

امروز جریانی روی کار آمده که اگر چه هنوز اعلام نکرده که مایل به تاسیس حزب رستاخیز است اما عملا کشور را به ان سو هدایت میکند، اگر رسما اعلام نمی کند که مردم ناراضی بیایند و روادید خروج از کشور را دریافت کنند در باطن همین را زمزمه میکنندو با بازداشت بی وقفه دگر اندیشان انها را در دو راهی زندان و یا ترک دیار قرار داده است.
 

دفتر تحکیم وحدت از موضع حفظ منافع و حقوق ملت به جریان افراطی و خشونت گرا هشدار میدهد که از سیاست منتهی به سرکوب و حذف جنبش سبز دست بردارند و این جنبش را به رسمیت بشناسند و به جای سرکوب آن وارد گفتگو و پاسخ دهی به مطالبات حق طلبانه آن شوند. از تاریخ درس بگیرند تا روزی نرسد که پیام ملت را دیر تر از موعود خود دریافت کنند و کار بجایی برسد که تنها شیب سقوط و انحطاط سیاسی شامل حال انها گردد. و از این نظام نه جمهوریتی باقی بماند و نه قرائتی از اسلام. تا ایندگان از جمهوری که ساخته اید به نام دیکتاتوری یاد کنند و اسلام را بنیاد گرایی بخوانند.
 

هم وطنان گرامی:
 

فعالان سیاسی در حال حاضر در سخت ترین شرایط خود در پس از وقوع انقلاب قرار دارند ،حداقل ازادی های سیاسی برای برگزاری یک جلسه ساده نیز از انها گرفته شده است، با وجود چنین شرایطی از عموم ملت مان می خواهیم در مراسم های ادواری پیش رو مانند گذشته مشی مسالمت امیز خود را که نوید پیروزی گل بر گلوله است گسترده تر کنند و شعار های مطرح شده را در محتوای ترسیمی از سوی جنبش سبز به عنوان یک جنبش مدنی و فراگیر بیان کنند، و از تند شدن فضا به سود رادیکالیسم سرکوب گر جلو گیری کنند، که تمام تلاش ما حفظ ایران در مقابل کوته فکرانی است که به حفظ باند و جناح خود به نام نظام اسلامی می اندیشند. زیرا جنبش سبز با وجود سخت گیری های موجود واجد ارزش ها و هویت هایی است که وجود ان را تضمین می کند از جمله باور به عدم خشونت، مدارا مداری ،تاکید بر قانون اساسی و اخلاق مداری که وجه متمایز ما از انانی است که روزی حکم دادگاهی را که در تجدید نظر قرار دارد به اشد مجازات تبدیل می کنند و دست آخر تمامی جنایات صورت گرفته در کهریزک را بر گردن پزشک وظیفه ای می اندازند تا خاطره محاکمات فجایع کوی دانشگاه و ریش تراش مسروقه را زنده کنند. هر چند مصائب تنها به مرکز مربوط نمی شود، تیغ سانسور از دانشگاه ها و علوم انسانی به حوزه های علمیه اهل تسنن نیز کشیده شده است و هم وطنان غیور و مرز نشینمان اگر  نداشتن مسجدی در پایتخت ام القرای جهان اسلام و حق انتخاب شدن در قانون اساسی برایشان مسبوق بود باید امروز تفتیش در امور مدیریت و نحوه تدریس را در مدارس خود تحمل کنند.
 

نظام فعلی با رفتار خود می خواهد قانون شکنی، دروغ گویی و انحطاط اخلاقی را در سطح عموم به امری طبیعی تبدیل کند. در چنین شرایطی دانشگاه بعنوان فرزندان شما ملت ازادی خواه عموم را به صبوری، حق طلبی ،امید واری و مقاومت دعوت می کند.
 

ملت عزیز ایران:
 

گستره فشارها برعموم ایرانیان در نهایت خود قرار گرفته است، فرزندان شما در دانشگاه کمترین انتقادشان به شرایط موجود با سخترین واکنش ها روبرو می گردد، در کنار ممنوع الورود بودن بسیاری از دانشجویان منتقد به درون دانشگاه ها، گستره احکام کمیته های انظباطی فراتر از تصورات و آمارها قرار گرفته است. و موج گسترده بازداشت فعالان دانشجویی در شهر های مختلف کشور روز به روز در حال افزایش می باشد.
 

از سوی دیگر نگرانی های شدیدی در مورد وضعیت جسمانی بازداشت شدگان چند ماه گذشته از جمله در مورد دکتر محمد ملکی، عبدالله مومنی و دکتر احمد زید آبادی و مهندس بهزاد نبوی  وجود دارد، از این روی دفتر تحکیم وحدت نسبت به وضعیت جسمانی افراد یاد شد بخصوص عضو مظلوم و در بندمان عباس حکیم زاده به محافل امنیتی و قضایی هشدار می دهد و هر گونه مسئولیت نسبت به وضعیت صحت سلامت انها را بر عهده عوامل مسئول در بازداشت افراد یاد شده و سایر زندانیان سیاسی می داند. و نیز نگرانی خود را از وضعیت نامشخص مهندس کیوان صمیمی و دکتر مصطفی تاج زاده و نیز احکام بی ضابطه از سوی دادگاه انقلاب اعلام می داریم.
 

در پایان دفتر تحکیم وحدت بازداشت گسترده ی دانشجویان و دانش آموختگان دانشگاه های مختلف همچون سورنا هاشمی، مهرداد بزرگ، فرزان رئوفی، احسان دولتشاه، علیرضا موسوی، سینا شکوهی، البرز زاهدی، رسول عالی نژاد، بهروز فریدی، ندا اسکندری، خدیجه قهرمانی، سهیل محمدی، علی پرویز، سلمان سیما، کوهزاد اسماعیلی، حسن اسدی زیدآبادی، محمدصادقی، حجت شریفی، نفیسه زارع کهن و موسی ساکت را نشان از ترس بی امان حاکمان از خروش جنبش دانشجویی در روز 16 آذر دانسته و خواستار آزادی بی قید شرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی مبباشد.
 

مرغ سحر  ناله سر مکن
 

مرغ سحر  ناله سر مکن
دیده گان خسته،  تر مکن
ما ز آه و ناله خسته ایم
ما غمین و دل شکسته ایم
گوشمان ز ناله کر مکن
نغمه های شادمانه خوان
صد سروده جاودانه خوان
با نوای عاشقانه خوان
ناله سر مکن
ظلم ظالمان همیشه هست
 جور بی امان همیشه هست
مکر دشمنان همیشه هست
بر دهان ظلمان بزن،
ناله سر مکن.
 

اتحادیه انجمن های اسلامی
دفتر تحکیم وحدت

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/02ساعت 13:16  توسط بهمن  | 

محمدعلی ابطحی رئیس دفتر رئیس جمهوری پیشین ایران محمد خاتمی که در شروع ناآرامی های اخیر این کشور دستگیر و بعد از اعتراف و قبول اتهامات در دادگاه به شش سال زندانی محکوم شد، امروز یکشنبه به قید وثیقه از زندان اوین آزاد گشت.
 

عباس جعفری دولت آبادی، دادستان عمومی و انقلاب تهران با تأئید این خبر مبلغ وثیقه را هفت میلیارد ریال (معادل هفتصد هزار دلار) ذکر کرده که پس از پرداخت آن آقای ابطحی از زندان آزاد شده است.
 

از جمله اتهامات محمدعلی ابطحی، “شرکت در تجمعات، اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام، توهین به رئیس جمهوری و برهم زدن نظم عمومی بوده است.”
 

در تابستان گذشته معاون رئیس جمهوری پیشین ایران در جریان دادگاه رسیدگی به پروندۀ اتهامی خود گفت که برخلاف اظهارات قبلی اش در دهمین انتخابات ریاست جمهوری هیچ تقلبی رُخ نداده و اینکه وی در ارزیابی این موضوع دچار اشتباه شده بود.
 

دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران به بحران سیاسی بی سابقه ای در این کشور منجر گشت. به گفتۀ مقامات رسمی، در جریان ناآرامی های بعد از انتخابات دست کم چهار هزار تن دستگیر و سی تن کشته شدند. تاکنون پنج تن از همین دستگیر شدگان به اعدام و هشتاد و یک تن دیگر به مجازات های زندان محکوم شده اند.
 

 
همچنین ایشان در اولین پست وبلاگ خود پس از آزادی می نویسد :
 

آزاد شدم
به نام خدای آزادی
 

دوران هجر را گذراندیم و زنده ایم
ما را به سخت جانی خود این گمان نبود
 

۶ روز از بهار و تمام تابستان و ۶۱ روز از پاییز را در زندان گذراندیم. درست ۱۶۰ روز. چه سخت بود و تلخ. امروز آزاد شدم. از همه کسانی که در این مدت لطف کردند و یادی از من کردند و از همه کسانی که به هر دلیل با من مخالف بودند و بر علیه من حرف زدند و نوشتند و یا از من یاد نکردند ممنونم. از خانواده ی عزیز و مهربانم بیش از همه ممنونم. به خصوص از همسر عزیزم که بار تنهایی و سیاست و خانواده را زینب وار بر دوش کشید. تا فرصتی که بتوانم روزنوشت های دائمم را مثل گذشته شروع کنم، شادی برایتان آرزو دارم؛ و برای آزادی همه دوستانم که هنوز در زندانند دعا می کنم. به خصوص برای رمضان زاده و صفایی فراهانی که امروز با چشم اشک بار از یکدیگر خداحافظی کردیم.منبع : http://webneveshteha.ir/weblog/?id=26
 

محمد خاتمی لحظاتی پس از آزادی سیدمحمدعلی ابطحی به دیدار وی رفت
 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/02ساعت 10:58  توسط بهمن  | 

درپی اظهارات اخیر دادستان محترم کل کشور و آقای حبیب عسگراولادی مسلمان، مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی در گفتگو با خبرنگار تغییر به برخی شبهه‌افکنی‌ها پاسخ داد و تاکید کرد پاسخ سایر مطالبی که برخی دیگر از آقایان مطرح کرده‌اند را به‌زودی خواهم داد.
 
رییس مجلس ششم در ابتدای این گفتگو با تاکید بر آن‌که مایل نبودم برخی موارد در جامعه مطرح شود و پاسخ اظهارات نامربوط برخی را بدهم، گفت: اما تکرار مباحثی که منجر به انحراف افکار عمومی می‌شود و یا گاها از آن بوی تهدید می‌آید، مرا علی‌رغم میل باطنی مجبور کرد تا یک‌سری مطالب را برای تنویر افکار عمومی مطرح کنم. هم‌چنان که پاسخ دو مورد را در این گفتگو و دو مورد دیگر را در آینده خواهم داد.
 
صاحب‌امتیاز روزنامه توقیف‌شده اعتماد ملی، سپس به اظهارات آقای محسنی اژه‌ای، دادستان محترم کل کشور اشاره کرد و اظهار داشت: اصلا بنا نداشتم وارد این مساله شوم، اما دیدم ایشان چندین‌بار به موضوع آزارجنسی پرداخته و اظهار داشته‌اند «موضوعاتی که سراسر کذب و دروغ بوده و حتی یک‌درصد هم وجود خارجی و حقیقت نداشت، قبلا موضوع سعیده پورآقایی اعلام شد و به‌عنوان نمونه دختری که نه، تنها دختر خانواده بود، نه خانواده شهید بود، نه کشته شد و نه اهل فعالیت سیاسی بود و نه چهار دایی شهید داشت، به‌عنوان یکی از چهره‌های مورد تجاوز و شکنجه و قتل معرفی گردید. حال این‌که کل این‌ها سناریوی ساختگی و مجعول بود و باز باید دید چه کسانی و با چه انگیزه‌هایی این سناریو را طراحی و تبلیغاتی کرده‌بودند».
 
مهدی کروبی دررابطه با موضوع آزار جنسی و اسناد ارائه‌شده درادامه افزود: بعد از انتشار اخبار مربوط به آزار جنسی، دوجلسه با مسئولین دستگاه‌های قضایی داشتیم و چند عدد سی‌دی که حاوی اطلاعات و اظهارات برخی از آسیب‌دیدگان بود، به کمیته سه‌نفره قوه قضاییه ارائه شد. در جلسه اول به‌طور گذرا و تلویحی، اشاره‌ای به اسم خانم سعیده پورآقایی کردم. اما چون مطمئن نبودم، فقط خواستم به آقایان هشدار داده‌باشم. به‌خصوص آن‌که به من خبررسید که جنازه خانم پورآقایی به‌وسیله شخصی از ریاست‌جمهوری که از نزدیک‌ترین افراد به احمدی‌نژاد است، تحویل خانواده شده‌است. این خبر، موجب شک و تردید من شد. درفاصله بین جلسه اول و دوم فهمیدم این قضیه صحت ندارد. فلذا در جلسه دوم که آقایان پرسیدند خبر جدیدی داری یا نه، متوجه منظورشان شدم و گفتم قضیه خانم پورآقایی صحت ندارد و می‌گویند زنده است و البته وابسته به خانواده شهید نیز نمی‌باشد. همان‌طور که آقای محسنی اژه‌ای نیز اشاره کردند.
 
مهدی کروبی در ادامه با اشاره به این نکته که آقای دادستان محترم در روزنامه‌ای، ۲۰۰سطر در خصوص موضوع خانم پورآقایی اظهار نموده و از سایر مستندات ارائه شده به‌صورت سطحی عبورکرده‌است، گفت: به‌نظر من همه این‌ها یک سناریوی ساختگی بوده و می‌توانید به اظهارات خواهر ناتنی خانم پورآقایی پس از خروجش از کشور مراجعه کنید و قضایای مربوطه دنبال کنید. باهمه این موارد، سوالم از آقای محسنی اژه‌ای دادستان محترم کل کشور آن است که چرا درخصوص سایر مستندات اشاره‌شده اظهار نظر نمی‌کنند؟
 
رییس مجلس ششم ادامه داد: در جلسه دوم، به هیات سه‌نفره گفتم یکی از سی‌دی‌ها حاوی مطالبی از سوی خانمی است که بسیار تکان‌دهنده و دلخراش است. این خانم وضع روحی خوبی ندارد و اظهار داشته که اگر این خبر به اطلاع خانواده‌اش برسد، خودکشی خواهد کرد. به آقایان گفتم قضیه این خانم، که مربوط به آزارجنسی در زمان دستگیری است و اتفاقا راجع‌به دخترخانم دیگری نیز همین موارد را بیان می‌کند، بحرانی است و شرایط مناسبی ندارد. اگر می‌خواهید، ببریدش جایی امن و تحقیقات لازم را انجام دهید، اگرنه ما می‌آوریمش اینجا تا کار پیگیری شود و آبرویش محفوظ بماند و وضعش از این خراب‌تر نشود.
 
دادستان محترم کل کشور در این خصوص نگفتند که تکلیف این خانم چه شد، زنده است، مرده‌است. به نظر من آقای محسنی لازم نیست این‌قدر به کلیات بپردازند، ایشان بیایند به‌طور مشخص درخصوص این خانم اظهارنظر کنند که الان چه وضعیتی دارند، دروغ گفته، راست گفته و درحال حاضر کجاست؟ چراکه دفتر ما را هم پلمپ کرده‌اند و از وی هیچ خبری نداریم.
 
کروبی در ادامه با اشاره به حضور دادستان محترم کل کشور در صدا و سیما نیز گفت: متاسفانه هرچه تلاش کردیم که نماینده ما هم در این برنامه حضور پیداکنند، آقایان توجهی نکردند و یک طرفه به قاضی می‌روند و سعی دارند با بوق و کرنا کردن در این زمینه، حقایق را به گونه‌ای دیگر جلوه دهند.
 
مهدی کروبی در ادامه با اشاره به مصاحبه های اخیر حبیب اله عسگراولادی مسلمان اظهار داشت: آقای عسگر اولادی در مصاحبه با روزنامه رسالت آورده است: آقای موسوی خیال می کند جریان سبز را او رهبری می کند و کروبی نیز در آرزوی خودش به سر می برد ولی غافل از این واقعیت هایی است که در خارج از ذهن او می گذرد. اصل مطالب را کسانی از خارج و عوامل شان در داخل مدیریت می کنند که یک قلم مبلغ ۷۷ میلیون دلار و یک قلم جدید مبلغ ۵۵ میلیون دلار از کاخ سفید دریافت کرده و سازمان و ساختار خاص خود را داشته و گوش شان به این حرف ها بدهکار نیست. عسگراولادی با بیان اینکه افکار عمومی ایران کم کم مهیای برخورد معقول و حقوقی با فتنه انگیزی می شود گفت: در حال حاضرشیب معتدل در جریان های سیاسی طی می شود تا همه به این نتیجه برسند که باید چشم فتنه را کور کرد ان شاء الله، … تا آنجایی که من اطلاع دارم آقای موسوی و آقای کروبی به بی مهری ها ادامه می دهند و مورد توجه آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند. رییس مجلس ششم در پاسخ به سخنان عسگراولادی مسلمان اظهار داشت: ایشان انسان بزرگوار و شریفی است ، آقای عسگراولادی از مبارزان و زندان رفته های قبل از انقلاب است که سالها با ایشان همکاری در زندان های قبل از انقلاب و خارج از زندان داشتیم.
 
کروبی در خصوص نحوه همکاری های خود با عسگراولادی در اوایل انقلاب اظهار داشت: در ابتدای انقلاب حضرت امام در جهت تاسیس نهادهای انقلابی برای افراد مختلفی احکام مربوط را که متناسب با سوابق و فعالیت و تجارب افراد بود صادر می فرمودند. به همین مناسبت حضرت امام حکم کمیته امداد را به نام بنده صادر فرمودند که در آن نام آقای عسگراولادی نیز برده شد. سپس آقای آیت الله صانعی از طرف امام به من فرمودند شما یک نفر دیگر را نیز انتخاب کنید. در آن موقع من ابتدا آقای اکبر استادی را معرفی کردم که از مبارزین و جریان خود آقای عسگراولادی بود. آقای عسگراولادی مخالفت کرده و در عوض آقای حبیب اله شفیق را مطرح کردند و از آنجا که من روحیه همکاری داشتم پذیرفتم. بعد از حدود یکسال که کارها را پیش بردیم که (البته در همان موقع نیز موارد مفصلی پیش آمد) حضرت امام به جهت حفظ حرمت خانواده های شهدا تصمیم گرفتند رسیدگی به امور خانواده های شهدا و جانبازان را که زیر نظر کمیته امداد بود از این کمیته جدا و زیر نظر نهادی دیگر مستقر نمایند که ایشان بدون اطلاع بنده مسئولیت بنیاد شهید را بر دوش اینجانب نهاد همچنانکه کارهای کمیته امداد را به اتفاق آقایان ادامه می دادیم.
 
به دنبال صدور حکم امام که مسئولیت کار بنیاد شهید را به بنده سپرده بودند آقای عسگراولادی و عده ای از همراهانشان برآشفتند و در جلسه ای نیز که در همان زمان برقرار بود بلوا و آشوب کردند که چرا حکم به نام فلانی صادر شده که حتی کار به جایی رسید که من از جلسه بیرون آمدم و گفتم همین الان به جماران (بیت حضرت امام “ره”) رفته و استعفا می دهم که آقایان آمدند و بنده را به جلسه برگرداندند. کروبی ادامه داد: در زمان دولت های آقایان رجایی و موسوی میان دو گروه اختلافات شدیدی وجود داشت که آقای عسگراولادی از چهره های یکی از دو جریان بود. در همان کابینه اول در خصوص وزارت جهاد کشاورزی مباحثی پیش آمد که آقای عسگراولادی مسلمان که از مخالفان وزیر جهاد کشاورزی بود خواستار معرفی شخص دیگری برای تصدی این وزارتخانه شدند. بنده نیز که وسط میدان بودم روزی به آقای عسگراولادی گفتم خوب حالا نظر شما روی چه کسی می باشد؟ ایشان گفتند آقای حبیب اله شفیق، که من یک مرتبه جا خوردم و گفتم آقای شفیق انسان بزرگوار و شریفی هستند ولی کاسب و بازاری است و دانش و تخصص او برای وزارت تخصصی و فنی همچون کشاورزی کافی نیست. چگونه امورات مربوط به این وزارتخانه خاص و حیاتی را که زندگی بسیاری از مردم به آن گره خورده می خواهید به ایشان بسپارید؟ و آیا ایشان می تواند این وزارتخانه را اداره کند که آقای عسگراولادی اظهار داشتند بله، ایشان در دشت قزوین کارهای کشاورزی می کند و محصول بر می دارد. واقعا جا خوردم که این طرز تفکر را در مدیریت اقتصادی و کشاورزی کشور با کاشت خیار و گوجه و برداشت آن یکی می داند.
 
موضوع سوم و آخری که باید در خصوص آقای عسگراولادی اشاره کنم آن است که در همان اوایل انقلاب که ایشان رییس سازمان اوقاف بودند ، وی در انتخابات مجلس کاندید تهران شده و به مجلس می رود. در همان زمان دو تن از چهره های مشهور که در حال حاضر عضو مجمع روحانیون مبارز هستند به عنوان نمایندگان امام در سازمان اوقاف انجام وظیفه می کردند. با راهیابی آقای عسگراولادی به مجلس با توجه به دو شغله بودن ایشان، نمایندگان امام در اوقاف از آقای عسگراولادی خواستند که از ریاست اوقاف استعفا دهند اما ایشان ریاست اوقاف را که به قول خودش “نفت دوم” کشور است با آن همه تشکیلات عریض و طویل، شغل نمی دانستند و حاضر به استعفا نشد تا در نهایت با استعلام نمایندگان امام در اوقاف از شورای نگهبان آن زمان آقای عسگراولادی مجبور به استعفا شد. در پایان به آقای عسگراولادی با این سن و سال توصیه می کنم که دیگر به بیان اینگونه مطالب نپردازد چرا که هم اکنون در مجمع تشخیص ، کمیته امداد و هیئت منصفه مطبوعات مشغول هستند و با این گونه اظهارات مسیر جدیدتری برای ایشان باز نخواهد شد. علارغم تمامی احترامی که برای ایشان قائلم متاسفم که می بینم ایشان مدافع امام شده و ما همه مخالف انقلاب و امام. با همه این تفاسیر به بیان این موارد بسنده می کنم و از اشاره به موضوع انتخابات های مجالس شورای اسلامی و به خصوص دوره سوم که با انشعاب ما از جامعه روحانیت مبارز و پیروزی جریان منتسب به ما و شکست جریان آقای عسگراولادی و بحث هایی که آن موقع مطرح شد خودداری می کنم و تاثر خود را از این نکته که ایشان که فاقد هر گونه سوابق قضایی است و تلاش دارد نظرات خود را به قوه قضاییه تحمیل کندغافل از آنکه مهدی کروبی بیدی نیست که با این بادها بلرزد.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/02ساعت 10:55  توسط بهمن  | 

 پرستو فروهر، دختر داریوش و پروانه فروهر، روز یکشنبه در گفت و گو با رادیو فردا از حضور بسیار سنگین نیروهای انتظامی و امنیتی برای جلوگیری از شرکت مردم و حتی بستگان نزدیک خانواده فروهر در مراسم یازدهمین سالگرد قتل پدر و مادرش خبر داد.
 پرستو فروهر در این گفت و گو با اشاره به برگزاری مراسم سالگرد قتل پدر و مادرش در منزل فروهرها اظهار داشت: نیروهای انتظامی و امنیتی با حضور گسترده و سنگین خود در اطراف خانه فروهرها مانع نزدیک شدن مردم به محل برگزاری این مراسم شدند.
 

خانم فروهر روز شنبه اعلام کرده بود، علیرغم اعلام ممنوعیت برگزاری مراسم سالگرد قتل پدر و مادرش از سوى مقام‌هاى امنیتى جمهورى اسلامى ایران این مراسم را روز یکشنبه در خانه خود برگزار خواهد کرد.
 داریوش فروهر، رهبر حزب ملت ایران و همسرش پروانه اسكندرى، در اول آذرماه سال ۱۳۷۷ و در دوره ریاست جمهورى محمد خاتمى، بر اثر ضربات چاقو در منزل خود كشته شدند.
 چند ماه پس از این رویداد و كشته شدن دو نویسنده و روشنفكر دیگر كه به «قتل‌هاى زنجیره‌اى» مشهور شده است، مقام‌هاى امنیتى جمهورى اسلامى ایران، «عناصر خودسر و كج‌اندیش» در وزارت اطلاعات را مسئول قتل‌ها اعلام كردند.
 هر چند در سال‌هاى گذشته مقام‌هاى امنیتى از برگزارى مراسم سالگرد قتل داریوش و پروانه فروهر جلوگیرى كرده بودند، با این حال پرستو و آرش فروهر، فرزندان فروهرها در آستانه سالگرد قتل پدر و مادرشان با انتشار اطلاعیه‌‌اى اعلام كرده بودند، مراسم سالگرد آنها را در منزل شان واقع در خیابان هدایت برگزار خواهند كرد.
 پرستو فروهر با اشاره به اعلام ممنوعیت برگزارى این مراسم از سوى مراجع امنیتى در ایران تاكید كرده بود، تحت هر شرایطى مراسم امسال را مانند سال‌هاى پیش برگزار خواهد كرد.
 به گفته خانم فروهر، نیروهای انتظامی با نرده گذاری دو طرف کوچه محل سکونت فروهرها و نیز با استقرار نفربرها، موتورسواران پلیس و نیروهای ضد شورش در خیابان‌های اطراف مانع از آن شدند که مردم به خانه پدر و مادرش در کوچه هدایت راه پیدا کنند.
 با این حال برخی از بستگان نزدیک خانواده فروهر و نیز شماری از اعضای حزب ملت ایران توانسته بودند، خود را به منزل فروهرها برسانند.
 پرستو فروهر همچنین گفته است که نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به وی اجازه خروج از خانه‌اش را نداده بودند و هر کدام از بستگان وی که از خانه خارج می‌شدند، دیگر اجازه بازگشت به خانه فروهرها را نمی‌یافتند.
 به گفته دختر داریوش و پروانه فروهر، در یازدهمین سالگرد قتل پدر و مادرش تجمعاتی در دانشگاه‌ها و به ویژه دانشگاه تربیت معلم که در نزدیکی خانه فروهرها قرار دارد، برپا شده بود، که نیروهای امنیتی از خروج دانشجویان از محوطه دانشگاه جلوگیری کردند.
 در این میان برخی گزارش‌های دیگر نیز از حضور پر شمار نیروهای امنیتی و انتظامی در مناطق مرکزی تهران در روز یکشنبه اول آذر حکایت داشت.
 نیروهای انتظامی و امنیتی ایران در چند سال گذشته از برگزاری مراسم سالگرد قتل داریوش و پروانه فروهر جلوگیری کرده‌اند.
 پرستو فروهر گفته است، این موضوع که در طول یک سال حتی دو ساعت هم اجازه داده نمی‌شود، مراسمی برای پدر و مادرش برگزار شود، «بسیار تلخ» است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/01ساعت 23:0  توسط بهمن  |